نمیدونم چرا نمیخوام بدونم چرا.. نمیگه تا بدونم چرا..
میخوای بری؟
اجازه هشت
هفت
شش
پنج
چار
سه
دو
یک
این چه حرفیه اجزه مام دست شوماست. مرسی
فکر کنم بری خیلی بهترتر باشه تا بمونی.. منم دنبال یه فرصتم که دربرم اون پروژه رو شروع کنم
چرا رفتم
ولی بعد از اینکه این رو نوشتی رفتم..
ولی نباید uliu رو منحرف میکردی در کل:(
ممنون که گفتی وگرنه نوروز رو هم باید برا خودمون تحریم میکردیم.
چارشنبه سوری رو ندن بهشون؟:biggrin:
نیلا.. ببین میگم.. بیا شور کنیم.. انگار خبریه این یومی الکی چیزی نمیگه.. حتما خبریه.
البته در سایر موارد اخلاقی من نظری ندارم.. ولی میدونم که تو ..راه راست رو اونقدر محکم چسبیدی که انگار یه قطار داره رو ریل حرکت میکنه و نمیتونه بزنه تو خاکی.
:gol:
نه من تعامل ندارم که..
مگه قضیه غیر از اینه؟
یا قضیه دیگه ای هم هست؟
نه؟
راست میگی یومی؟
بگو بخدا؟
چقدر نارسم من..
احساس میکنم دوتا از اون درازا بالا سرم هست الان
هاه هاه اوهو اوهو این سرفه اههه اوهو
نه بابا من کی این حرف رو گردنت انداختم.. خب البته میدونی چیه.. فقط یهعلت نیست که.. من باید زرنگ میبودم.. من کلا کاهل بودم کاهله کاهل
فکر کنم همش و بیشترش به خودم برگرده.. داد نزنننننننننننننننننننن
بو دینگیلی پیشیح نمنه دی-ییر آخی!!
باشه فردا باهم میشینیم فیک میکنیم ببینیم چیه آخه دلیلش
البته چه فایده دیگه آب از سر گذشت دیگه..
چیه باز مشکوک زدی سن هن؟
آره خیلی اهمال بودش..
ولی واقعا خصیر کی بود و چی در من این رو نهاد که نتونستم ذهنیت درسخونیت رو دداشته باشم.. باید خیلی فکر کنم روش.. امشب نمیخوابم و رروش فکر میکنم
تو مگه کمبود تقدیر داری یوزا؟ فکر نکنم ها.. هر کاری که کردی بی مزد بود و منت..
ولی مطلبش دردناک بود گفتم تا نبستن برم رای بدم و زودی بیام
گزارش تخلف دادن خب.. تبت تبت:biggrin:
لاحه دیوانه نیست ولی بین کسایی که باهم فاصله زیاد داشته باشند و قوانین مشترکی نداشته باشند قضاوت میکنه.. مثل من وتو.
تو فکرات تا کجاها داره رسوخ میکنه پیشی.. الان باز به خودت برمیخوره و سه ماه حرف نیمزنی میدونم دیگه
اون عکس؟
من اونرو هدیه دادم همین