تا اومدی و نوشتی که.... منم خوف شدم.. الان نه سرفه دارم نه مرفه.. اون کار اسمایلیتی کار خودش رو کرد و من خوبه خوب شدم..
خودت چی از درسا خسته نیستی.. داره تموم میشه ها. و بعدش دوباره شروع میشه.. بعدش دوباره تموم میشه و بعدش
نیلایی حالا بیا متنهای تو صفحم رو بخون ببین همه ازم دلخورن تا شاید تو یه ذره بهم حق بدی.
نیلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا :cry: :cry: :cry: :cry:
یولیووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
سلام.. من رکورد نامردی رو تو گینس ترکوندم.. فکر کنم تو اولین نفری بودی که خوندی تو روزنامه های کشور اینگیلیس
تو چرا اذیت میکنی من رو . اونشب لعنتی من زنده تورو پیدا نکردم تا باهات بای بای کنم تا به این روز..
یولیو نکن اینکار رو نگو این حرفارو یکم...
خب نوشتی که من هم بخونم دیگه
یعنی حرف دل عاشقانه کسی اینقدر در حصار قرار گرفته که حتی اگر چشممون بهش خورد نخونیمش.
ولی خداییش زیبا بود. مخصوصا جایی که خدا رو در سجاده کناری نهاده و بر ربی زمینی سجده میگذاره.