سربازی به من خوش گذشت ، تنها بدیش این بود که شخصیت آدم خراب میشه. یک سرهنگ چاق بی خاصیت رئیسم بود که یواشکی براش از ساندویچی ساندویچ ککتل میگرفتم طوری که کسی نفهمه بعد بهم مرخصی ساعتی میداد و میرفتم تو آسایشگاه میخوابیدم تا ساعت 2 بعد از ظهر میرفتم خونه. پاتوقمون آبدارخونه بود نصف سربازیمون توی...