نتایح جستجو

  1. بارانی

    مشاعرۀ سنّتی

    گلکم پستها همزمان اومده..من حواسم بود!! تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست دل سودا زده از غصه دو نیم افتادست...
  2. بارانی

    مشاعرۀ سنّتی

    دلا بسوز که سوز تو کارها بکند نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
  3. بارانی

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    روزی زنی از خواب بیدار می شود در آینه نگاه می كند و متوجه می شود كه فقط سه تار مو روی سرش مانده. بخود می گوید: فكر می كنم بهتر باشد امروز موهایم را ببافم؟ همین كار را می كند و روز را به خوشی می گذراند. روز بعد از خواب بیدار می شود و خودش را در آینه نگاه می كند و می بیند كه فقط دو تار مو روی...
  4. بارانی

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند....
  5. بارانی

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    می‌گن یه روز جبرئیل می‌ره پیش خدا گلایه می‌کنه که:‌آخه خدا؟ این چه وضعیه آخه؟ ما یه مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر می‌کنن اومدن خونه باباشون! بجای لباس و ردای سفید، همشون لباسهای مارک‌دار و آنچنانی می‌پوشن! هیچکدومشون از بالهاشون استفاده نمی‌کنن، می‌گن بدون بنز و بی‌ام‌و جایی نمی‌رن! اون بوق و...
  6. بارانی

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود پسراول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودنددرخت را توصیف کنند پسر اول گفت...
  7. بارانی

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ "، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب...
  8. بارانی

    مشاعرۀ سنّتی

    در این دنیای دون دردی به درمانش نمی ارزد که یار بی وفا وصلش به هجرانش نمی ارزد...
  9. بارانی

    مشاعرۀ سنّتی

    مژده ای دل که مسیجا نفسی می آید که ز انفاس خوشش بوی کسی میاید......
  10. بارانی

    مشاعرۀ سنّتی

    من ان خنجر به پهلويم که دردم را نمي گويم.... به زير ضربه هاي غم نیفتد خم به ابرويم....
  11. بارانی

    مسابقه *** هركي گفت اين چه گياهيه ...؟

    خیلی دقیق نمی دونم..اینجور فهمیدم که یکسری گیاهان پرپشت و بوته های بسیار پر تراکمند که در مناطق سرد خیلی دوام دارند و رشد عرضی و طولی عالی در شرایط خاک خوب و آبیاری منظم دارند...در شرایط عالی تا 2متر در سال رشد میکنه...گلهای کرم و صورتی در فصل بهار میده و برگها مسی رنگ می شوند...احتمالا بیشتر...
  12. بارانی

    مشاعرۀ سنّتی

    ظلم ظالم...جور صیاد آشیانم داده بر باد.... ای خدا ای فلک ای طبیعت .... شام تاریک ما را سحر کن.. ملک الشعرای بهار......
  13. بارانی

    رباعی و دو بیتی

    گر همچو من افتاده این دام شوی ای بس كه خراب باده و جام شوی ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم با ما منشین اگر نه بد نام شوی
  14. بارانی

    رباعی و دو بیتی

    دیشب کلام نقره ی نازت عجیب بود با من که آشنای تو بودم ، غریب بود بود و میهمان و تو و ماه و آسمان زیبا خیال می کنم او یک رقیب بود مریم حیدر زاده
  15. بارانی

    مشاعرۀ سنّتی

    دردم از يار است و درمان نيز هم دل فدای او شد و جان نيز هم اين که می‌گويند آن خوشتر ز حسن يار ما اين دارد و آن نيز هم
  16. بارانی

    مشاعرۀ سنّتی

    نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی
  17. بارانی

    مشاعرۀ سنّتی

    مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم
  18. بارانی

    مشاعرۀ سنّتی

    نازک آرای تن ساقه گلی که به جانش کشتم و به جان دادمش آب ای دریغا به برم میشکند...
  19. بارانی

    مشاعرۀ سنّتی

    یارب نظر تو بر نگردد...برگشتن روزگار سهل است........
  20. بارانی

    سرنوشت گیاه پزشک و گیاهپزشکی

    نکته جالب همینجاست...میتونی بهم بگی کسی که داره مثلا عمران میخونه چه کاره میشه؟؟؟ ممکن نیست یکدفعه سر از بازار بورس یا تجارت در بیاره...؟!!! گیاه هم همینه...معلوم نیست چه کاره بشی...این به خودت ربط داره...به پارتیهایی که داری و میزان سرمایه و اینکه چقدر اهل درسی...چون بالاخره وضعیت کسی که لیسانس...
بالا