نتایح جستجو

  1. eksir

    [IMG]

    [IMG]
  2. eksir

    اولين شناسنامه ايراني براي چه كسي صادر شد

    شبکه ایران: در سوم دیماه ۱۲۹۷ برای اولین بار در شهر تهران شناسنامه‌ای برای یک نوزاد دخترصادر می شود که نام “فاطمه ایرانی” را بر خود دارد، گزینش این ترکیب از یک سو ریشه در عمق اعتقادات مذهبی مردمان این مرز و بوم داشته و از سوی دیگر حکایت از اصالت علقه و تعلق به سرزمین ایران دارد به خودی خود نقطه...
  3. eksir

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    باغ بی برگی که میگوید که زیبا نیست؟ داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک میگوید!
  4. eksir

    شعر نو

    چه بگویم؟ سخنی نیست... می وزد از سرامید,نسیمی, لیک,تا زمزمه ای ساز کند در همه خلوت صحرا به ره اش نارونی نیست! چه بگویم ؟سخنی نیست... در همه خلوت این شهر,آوا, جز زموشی که دراند کفنی نیست.
  5. eksir

    سلامی چو بوی خوش آشنایی بدان مردم دیده روشنایی درودی چو نور دل پارسایان بدان شمع خلوتگه پارسایی

    سلامی چو بوی خوش آشنایی بدان مردم دیده روشنایی درودی چو نور دل پارسایان بدان شمع خلوتگه پارسایی
  6. eksir

    حق نگه دار البته من شما را نديدم....شاد باشيد

    حق نگه دار البته من شما را نديدم....شاد باشيد
  7. eksir

    عليك سلام خانمي خوش امديد شما لطف داريد

    عليك سلام خانمي خوش امديد شما لطف داريد
  8. eksir

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    نه نه تو شمع جانی پروانه‌ی توام من زان با تو پر زنم من کز تو خبر ندارم عالم پر است از تو غایب منم ز غفلت تو حاضری ولیکن من آن نظر ندارم
  9. eksir

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    گفتم دل وجان بر سر کارت کردم هر چیز که داشتم نثارت کردم گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی! این من بودم که بی‌قرارت کردم
  10. eksir

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم خون دلم چه ریزی چون دل دگر ندارم
  11. eksir

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    روزی گرم بخوانی از بس که شاد گردم گر ره بود بر آتش بیم خطر ندارم
  12. eksir

    ***من میگم،تو میگی***

    من ميگم خون سرديتونو حفظ كنيد تو ميگي ... راستي چند ريشتر بود ما را هم در ترسيدن خود شريك بداريد
  13. eksir

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    بگذار تا به طعنه بگویند مردمان در گوش هم حکایت عشق مدام ما «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است در جریده ی عالم دوام ما»
  14. eksir

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    جز در صفای اشک دلم وا نمی‌شود باران به دامن است هوای گرفته را
  15. eksir

    ***من میگم،تو میگی***

    من ميگم جز در صفای اشک دلم وا نمی‌شود باران به دامن است هوای گرفته را تو ميگي................
  16. eksir

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    باز دیوانه شدم من ای طبیب باز سودایی شدم من ای حبیب
  17. eksir

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    جان من کوره است با آتش خوش است کوره را این بس که خانه‌ی آتش است همچو کوره عشق را سوزیدنی است هر که او زین کور باشد کوره نیست
  18. eksir

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    ای کاش ناله‌های چو من بلبلی حزین بیدار کردی آن گل در خاک خفته را گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست تب موم سازد آهن و پولاد تفته را یارب چها به سینه‌ی این خاکدان در است کس نیست واقف این همه راز نهفته را
  19. eksir

    // ... به نفر بعدیتون یک شعر هدیه بدین ...\\

    راه عدم نرفت کس از رهروان خاک چون رفت خواهی این همه راه نرفته را لب دوخت هر که را که بدو راز گفت دهر تا باز نشنود ز کس این راز گفته را
  20. eksir

    مشاعره ی دخترانه و پسرانه میدونی چیه؟......

    بیداد رفت لاله‌ی بر باد رفته را یا رب خزان چه بود بهار شکفته را
بالا