عــرق سردی که بر پیشانی ام نشسته را با پشت دست پاک میکنم
گرد همایی تمام شد و باز هم من موفق بودم
به چاردیواری ام بر میگردم
روبروی آینه می ایستم
خودم را میبینم و او را
به آرامی نوازشش میکنم و زمزمه میکنم:
اگه تو رو نداشتم چی میشد؟؟؟
مثل همیشه لبخندش را میبینم
باز هم من مانده ام و او
به ارامی از...