من خودم وقتی بچه بودم وقتی میخواستم تو باغ راه برم همیشه مواظب بودم ک نکنه یهو ی مورچه یا کرمو له کنم
یا اینکه هر وقت تو باغ ی حیوون مرده میدیم میبردمشو زیر درخت لیمو که خیلی خیلی خیلی خیلی ناز بود{عین ی چتر} دفنشون میکردمو براشون 3وم و 7ومو 40وم میگرفتم و براشون گریه میکردمو ی چیزی رو قبرشون ب...