دنيا به همين چند سطر رسيده است
به اين كه انسان كوچك بماند بهتر است
به دنيا نيايد بهتر است
اصلا اين فيلم را به عقب برگردان
آنقدر كه پالتوي پوست پشت ويترين
پلنگي شود كه ميدود در دشت هاي دور
آنقدر كه عصاها پياده به جنگل بروند و
پرنده ها دوباره بر زمين...
بر زمين...
نه به عقب تر برگرد
بگذار دوباره...
دنيا به همين چند سطر رسيده است
به اين كه انسان كوچك بماند بهتر است
به دنيا نيايد بهتر است
اصلا اين فيلم را به عقب برگردان
آنقدر كه پالتوي پوست پشت ويترين
پلنگي شود كه ميدود در دشت هاي دور
آنقدر كه عصاها پياده به جنگل بروند و
پرنده ها دوباره بر زمين...
بر زمين...
نه به عقب تر برگرد
بگذار دوباره...
می خواستم
از سنگینی این بودن بگویم
که به روی شانه هایم نهادی
اما
نمی دانم چه شد
تا یادت کردم
تمام این بودن سبک شد
و بال گرفتم
پرواز کردم
لحظه ای نزدیکت شدم
و دیگر
نه خودم بودم
ونه غیر
تنها
تو بودی
و دیگر هیچ......... مرسي منم اين شعر رو تو پيج شما كلي دوست داشتم
الان فقط به اين فكر كردم كه منم بچه بودم مثل همين بچه هر موقع با خدا حرف ميزدم بيشتر ازش تشكر مي كردم و خيلي كم ازش ميخواستم اما حالا چقدر بر عكسه...
دلم ميخواد دوباره بچه شم...
هر کس مرا طلب کند،مرا می یابد.هر کس مرا یافت،مرا می شناسد و هر کس مرا شناخت،مرا دوست می دارد و هر کس مرا دوست داشت،عاشق من می شود و هر کس عاشق من شد،من عاشق او می شوم و هر کس من عاشقش بشوم،او را می کشم و کسیکه او را بکشم،بر من دیه اش واجب و کسیکه دیه اش بر من واجب شد،پس خودم خونبهای او می شوم....
هر کس مرا طلب کند،مرا می یابد.هر کس مرا یافت،مرا می شناسد و هر کس مرا شناخت،مرا دوست می دارد و هر کس مرا دوست داشت،عاشق من می شود و هر کس عاشق من شد،من عاشق او می شوم و هر کس من عاشقش بشوم،او را می کشم و کسیکه او را بکشم،بر من دیه اش واجب و کسیکه دیه اش بر من واجب شد،پس خودم خونبهای او می شوم....