نتایح جستجو

  1. ملیسا

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    با کوچه آواز رفتن نیست فانوس رفاقت روشن نیست نترس از هجوم حضورم...! چیزی جز تنهایی با من نیست!
  2. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  3. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  4. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  5. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  6. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  7. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  8. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  9. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  10. ملیسا

    رمان شاید فردا نباشد !!!!!

    فصل اول از باجه تلفن عمومی که بیرون امدم به روی پیرزنی که پشت سرم غرغر می کرد لبخند زدم و به سمت دیگر خیابان حرکت کردم. روی سنگفرش پیاده رو ایستادم و لحظه به اسمان خیره شدم و بعد هوای تمیز را با تنفسی عمیق فرو بردم. من دو هفته پیش پس از شهت سال دوری از وطن برای دیدار با پدر و مادرم به ایران...
  11. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    پیرمرد به من نگاه کرد و پرسید چند تا دوست داری؟ گفتم چرا بگم ده یا بیست تا... جواب دادم فقط چند تایی پیرمرد آهسته و به سختی برخاست و در حالیکه سرش راتکان می داد گفت تو آدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری ولی در مورد آنچه که می گویی خوب فکر کن خیلی چیزها هست که تو نمی دونی دوست، فقط اون...
  12. ملیسا

    اشعار و نوشته هایِ طنز‍😀

    پدری با پسری گفت به قهر که تو آدم نشوی جان پدر حیف از آن عمر که ای بی سروپا در پی تربیتت کردم سر دل فرزند از این حرف شکست بی خبر از پدرش کرد سفر رنج بسیار کشید و پس از آن زنده گشت به کامش چو شکر عاقبت شوکت والایی یافت حاکم شهر شد و صاحب زر چند روزی بگذشت و پس از آن امر فرمود...
  13. ملیسا

    اشعار و نوشته هایِ طنز‍😀

    يک عاشقانه ي آرام مگسي را کشتم نه به اين جرم که حيوان پليديست بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر يک به صد است طفل معصوم به دور سر من ميچرخيد به خيالش قندم يا که چون اغذيه ي مشهورش تا به آن حد گندم اي دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبي بود من به اين جرم که از ياد تو بيرونم...
  14. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    ماجرای آزمون استخدام ... <img alt="" border="0"> یك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود : شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل...
  15. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  16. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  17. ملیسا

    سیلام بر چاخه خودم .

    سیلام بر چاخه خودم .
  18. ملیسا

    رمان شاید فردا نباشد !!!!!

    شاید فردا نباشد . نویسنده : زهرا شعله
  19. ملیسا

    دفتر تالار داستان

    گلابتون جان و محسن عزیز خسته نباشید . میخواستم اگه قبول کنید با رمان شاید فردا نباشد نوشته زهرا شعله موافقت نمایید .
  20. ملیسا

    سلام مامان گلاب ، خوبید شما ؟ کجایید مامانی ؟[IMG]

    سلام مامان گلاب ، خوبید شما ؟ کجایید مامانی ؟[IMG]
بالا