آره من حس میکنم...
همه چیزو که دارن ازمون میگیرن...
حداقل نذاریم این بوی قشنگ عید رو بگیرن...
من با همه ی این گرونیا و مصیبتها...بازم شاد و پر امید به استقبال بهار و عید نوروز میرم....
:surprised: واقعا واکنشاتون تعجب آوره...
راسته که ایرانی جماعت طاقت دیدن بهتر از خودش رو نداره...!
تاسف آوره...
به جای کوبیدن و تختعه ی طرف یه کم واقع بین باشید و محترم برخورد کنید حتی اگر مطابق سلیقه تون نیست...
بهتره درباره ی این داستان مطالعه کنید...
من هرچی بگم تا خودتون نخونده باش متوجه نمیشید...
مطالعه کردین حتما نتیجه ی مطالعتون رو در این تاپیک به اشتراک بزارید که رفع ابهام بشه...
یا حق
پس اگر این طور باشه تمام کتب تاریخی ما غبر قابل اعتماده...
دوست عزیز تورات این داستان رو نقل کرده اما کتب تاریخی خودمون هم نقلش کردن...
پس با حرف شما میرسیم به حرف من که تاریخ سراسر دروغه...:)
آه مریمم...!!
اکنون که این راز سر گشود...من در آستانه ی مرگم... !
چرا اینقدر دیر گفتی لامروت...
بی معرفت...
آآآآآآهه مریم....
خوب بود؟؟؟
نگار ژونی تعجب نکن...خو ما عاشخیم دیگه...
مرسی...
تو این که پادشاهمون بی کفایت بوده که شکی نیست...
اما مردخای و استر یهودی بودنشون رو از پادشاه پنهان کردن...!
و این جای تامل داره که چرا؟
و جون هامان قضیه رو میفهمه و به پادشاه میگه که اینها جاسوس هستن با دسیسه کشته میشه....همین طور خیل عظیمی از مردم...