نتایح جستجو

  1. shayan133

    قدر مادرتون رو اینجوری میدونید؟؟؟

    آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن اما پول ندارن. وقتي بزرگتر ميشن ، پول دارن اما وقت ندارن. وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!... به سلامتي همه مادراي دنيا... شرمنده مي کند فرزند را ، دعاي خير مادر ، در کنج خانه ي سالمندان ...
  2. shayan133

    من یک عضو.........در باشگاه هستم.

    با مشغله زیاد
  3. shayan133

    *یکی ازآرزوهاتونو بگین وبرای برآورده شدن آرزوی نفرقبلی یه صلوات بفرستین*

    اللهم صل علی محمد و ال محمد ارزوم گرفتن دکتری ...
  4. shayan133

    به مجری موردعلاقه خود رای دهید

    کاش که جواد خیابانی هم برای خنده میگذاشتی!
  5. shayan133

    دوست داری اسمت چی باشه؟

    پایولو کلا اسم ایتالیایی دوست دارم:smile:
  6. shayan133

    نظرت راجع به بازیگر مورد علاقه نفر قبلیت چیه؟

    واقعا عالی به خصوص تو بی خوابی نیکلاس کیج
  7. shayan133

    کدام خواننده را می پسندید ؟

    اول داریوش دوم داریوش سوم داریوش بعدش ابی
  8. shayan133

    لذت بخش ترین کار دنیا

    دیدن بازی اث میلان و بارسا که با برد میلان همراه باشه
  9. shayan133

    نظرت راجع به بازیگر مورد علاقه نفر قبلیت چیه؟

    خیلی لوس حامد بهداد
  10. shayan133

    کدوم عادتتو نمیتونی ترک کنی؟؟؟؟

    زود عصبی شدن:mad:
  11. shayan133

    اگر یه کیسه پر پول پیدا کنی ؟

    تو 2تا کیسه کوچکتر میریزم تا 2تا کیسه پول داشته باشم
  12. shayan133

    همین حالا عکس desktop شما چیه ؟

    اگه قشنگه بگو؟
  13. shayan133

    داستان هاي كوتاه

    + راز زوج خیلی خوشبخت روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند. تو این مراسم سردبیرهای روزنامه‌های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشان (راز خوشبختیشان) را بفهمند...
  14. shayan133

    داستان هاي كوتاه

    + چمن‌زن کوچک پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه‌های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد. پسرک پرسید: "خانم، می‌توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن‌های حیاط خانه تان...
  15. shayan133

    داستان هاي كوتاه

    + کمربند کیف مدرسه را با عجله گوشه ای پرتاب کرد و بی درنگ به سمت قلک کوچکی که روی تاقچه بود ، رفت . همه خستگی روزش را بر سر قلک بیچاره خالی کرد . پولهای خرد را که هنوز با تکه های قلک قاطی بود در جیبش ریخت و با سرعت از خانه خارج شد . وارد مغازه شد . با ذوق گفت : ببخشید آقا ! یه کمربند می...
  16. shayan133

    داستان هاي كوتاه

    پسربچه ای 10ساله وارد بستنی فروشی شد وپشت میزی نشست. خدمتکار برای سفارش گرفتن سراغش رفت.پسر پرسید:بستنی با شکلات چند است؟ خدمتکار جواب داد پنج سکه. پسر بچه تمام پولهای خود را شمرد و سپس دوباره از خدمتکار پرسید: بستنی ساده چند است؟ خدمتکار که میدید تمام میزها پرشده است و عده ای بیرون بستنی...
  17. shayan133

    باکلاس ترین رشته مهندسی

    انصافا مهندسی عمران بهترین
  18. shayan133

    تاثيرگذارترين جمله اي كه شنيدي چي بوده ؟؟

    چون میگذرد غمی نیست... به یاد دوران خدمت که همیشه این جمله رو میشنیدیم:smile:
بالا