نتایح جستجو

  1. ک

    وقتی خدا نقاشی می کند!

    عالي بود اميري...:gol: آواتار خودتم يکي از نقاشي‌هاي خداست!
  2. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    در باغ درآ با گل اگر خار نه‌اي پيش آر موافقت گر اغيار نه‌اي چون زهر مدار روي اگر مار نه‌اي اين نقش بخوان چو نقش ديوار نه‌اي
  3. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    آن کس که تو را شناخت جان‌را چه کند؟! فرزند و عيال و خانمان را چه کند؟! ديوانه کني هر دو جهانش بخشي ديوانه‌ي تو هر دو جهان را چه کند؟! "مولانا"
  4. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    مرغان ز قفس قفس ز مرغان خالي تو مرغ کجايي که چنين خوشحالي؟ از ناله‌ي تو بوي بقا مي‌آيد مي‌نال بر اين پرده که خوش مي‌نالي :gol:
  5. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    در بندم از آن دو زلف بند اندر بند در ناله‌ام از لبان قند اندر قند هر وعده‌ي ديدار تو هيچ اندر هيچ آخر غم هجران تو چند اندر چند؟! :gol:
  6. ک

    ** هر روز با یک کتاب **

    اميدوارم دوستان قدردان زحمتت باشند... و به همين شيوه‌اي که وسواس و دقت به خرج داده‌اي، با تو همراه باشند.:gol:
  7. ک

    ناگفته‌هايي از زبان فارسي

    عين همين مطلب در تالار هنر و ادبيات موجود است! من نمي‌دانم اگر منبعي در اينترنت موجود است، چرا ذکر نمي‌کنيد...:razz: قفل شد!
  8. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تا مدرسه و مناره ويران نشود اسباب قلندي بسامان نشود تا ايمان کفر و کفر ايمان نشود يک بنده‌ي حق بحق مسلمان نشود
  9. ک

    سلام راسل جان! عکس بسيار زيبايي بود! سپاس‌گزارم...

    سلام راسل جان! عکس بسيار زيبايي بود! سپاس‌گزارم...
  10. ک

    ** هر روز با یک کتاب **

    سعيد جان از تاپيک زيبايت سپاس‌گزارم!:gol: اما با حضور دو تاپيک "کتابخانه تالار" و "به تازگي چه کتابي مطالعه کرده‌ايد؟" ناچارم بپرسم: وجه تمايز اين تاپيک با اون دوتا چيه؟ :gol:
  11. ک

    رابیندرانات تاگور...طنین خوش آهنگ وجدان بشری

    سرگذشت گيتانجالي (3) سرگذشت گيتانجالي (3) رابين درانات در روز 24 ماه مه سال 1912، در معيت پسر و عروس خود، از طريق دريا، بمبئي را به قصد لندن ترک گفت. به هنگام ترک سرزمين هند، جز لوازم مختصر سفر که براي يک فيلسوف وارسته هندي ضروري بود، کيفي ارزشمند به همراه داشت. اين کيف متضمن ترجمه‌ي گيتانجالي...
  12. ک

    رابیندرانات تاگور...طنین خوش آهنگ وجدان بشری

    سرگذشت گيتانجالي (2) سرگذشت گيتانجالي (2) تاگور، شاعر، عارف و نمايشنامه‌نويس هنر‌آفرين پنجاه و دو ساله‌ي هندي تا پيش از آن تاريخ، جز براي مردم هند شناخته نبود. او مدت 35سال بود که شعر مي‌سرود و ترانه مي‌سراييد و داستان مي‌نوشت و نمايشنامه خلق مي‌کرد و بر صحنه تأتر ظاهر مي‌شد و آهنگ مي‌ساخت و...
  13. ک

    رابیندرانات تاگور...طنین خوش آهنگ وجدان بشری

    سرگذشت گيتانجالي (1) سرگذشت گيتانجالي (1) به گمان من تاگور را بايد با اشعار "گيتانجالي"اش شناخت. عارفانه‌هايي زيبا که جايزه‌ي نوبل را هم برايش به ارمغان آورد. از اين پس سعي‌ مي‌کنم، قطعات زيبايي را از اين مجموعه تقديم عزيزان کنم. پيش از آن، شرح کوتاهي از نحوه سروده شدن تا نامزدي جايزه نوبل را...
  14. ک

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    الا اي همنشين دل که يارانت برفت از ياد مرا روزي مباد آن دم که بي‌ياد تو بنشينم جهان پير است و بي‌بنياد، از اين فرهادکُش فرياد که کرد افسون و نيرنگش، ملول از جان شيرينم! :gol: "روحش شاد!"
  15. ک

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    من مي‌دونم چرا گريه مي‌کني، گلاب... خدا رحمتش کنه داداشتو...:gol: به ياد رفتگان و دوستداران موافق گرد با ابر بهاران چو نالان آمدت آب روان پيش مدد بخشش ز آب ديده‌ي خويش... :gol:
  16. ک

    صادق هدایت

    نگاهي کوتاه به زندگي و مرگ هدايت (5) نگاهي کوتاه به زندگي و مرگ هدايت (5) در دوره آفرینندگی هدایت (1309-1315) با وجود پرکاری و بارآوری اش، هدایت در این دوره آدم ناامید و سرخورده ای بود، زیرا نمی توانست با محیطش بسازد. بسیاری از روشنفکران دیگر نیز همین مشکل را داشتند، ولی اکثر آن ها تصمیم خود...
  17. ک

    صادق هدایت

    نگاهي کوتاه به زندگي و مرگ هدايت (4) نگاهي کوتاه به زندگي و مرگ هدايت (4) حیات ادبی هدایت را می توان به پنج دوره مجزا تقسیم کرد: دوره اولیه (1303-1309)، از انتشار نخستین کتابش تا بازگشت از فرانسه؛ دوره آفرینندگی (1309-1315)، سال های بلافاصله پس از بازگشت به ایران تا سفر هندوستان؛ دوره...
  18. ک

    صادق هدایت

    نگاهي کوتاه به زندگي و مرگ هدايت (3) نگاهي کوتاه به زندگي و مرگ هدايت (3) برای فهم زندگی و آثار هدایت و به ویژه افسردگی مزمن و احتمالاً علت خودکشی او، این دو عامل: محیط اشرافی که در آن زاده و بزرگ شد و وضع آشفته کشور را نباید از نظر دور داشت. درباره زندگی شخصی هدایت اطلاع چندانی نداریم. وی...
  19. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش پنهان گفت با من کارداني تيزهوش کز شما پوشيده نبود راز پير مي‌فروش گفت: آسان گير بر خود کارها کز روي طبع سخت مي‌گيرد جهان بر مردمان سخت‌کوش
  20. ک

    خودکشی دانشجو دکترا در دانشگاه(واقعا متاسفم)

    در بيش‌تر موارد، عامل اصلي خودکشي عاطفي است... شايد مشکلات مالي يا تحصيلي محرکش باشه، اما کمبود عاطفي عامل اصليش مي‌شه که تير خلاص رو مي‌زنه: کسي که احساس مي‌کنه از "حمايت" هم‌نوعانش محروم مونده، چنين حسي بهش دست مي‌ده... و گرنه ما کم نداريم آدمايي که مشکل مالي دارن اما فکر خودکشي به ذهنشون نمياد...
بالا