امروز دوباره زندگیم آوار شده رو سرم
از صبح که بیدار شدم طبق معمول همیشه باید میرفتم نون میگرفتم
خواهرم زنگ زده که اگه بیرونی من از امتحان در اومدم بیا دنبالم
با سرفه های خشکی که یادگاری سرماخوردگی 3 روز پیشه بلند میشم صورتمو آب میزنم لباس می پوشم حس میکنم دوباره امروز نحسه برام یه آیه الکرسی...