ز باغ پیرهنت چون دریچه ها وا شد
ز باغ پیرهنت چون دریچه ها وا شد
ز باغ پیرهنت چون دریچه ها وا شد
بهشت گمشده پشت دریچه پیدا شد
رها زسلطه ی پاییز در بهار اتاق
گلی به نام تو در بازوان من وا شد
به دیدن تو همه ذره های من شد چشم
و چشم ها همه سر تا به پا تماشا شد
تمام منظره پوشیده از تو شد...