نتایح جستجو

  1. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    یاران به سماع نای و نی جامه‌دران ما، دیده به جایی متحیر نگران عشق آن منست و لهو از آن دگران من چشم برین کنم شما گوش بر آن
  2. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    یارت نکند به مهر تمکین ای دل او نیست حریف، مهره بر چین ای دل از یار سخن مگوی چندین ای دل خیز از سر او خموش بنشین ای دل
  3. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    ای دوست اگر صاحب فقری و فنا باید که شعورت نبود جز به خدا چون علم تو هم داخل غیر است و سوی باید که به علم هم نباشی دانا
  4. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    شعر باید سنتی باشه و منم جواب آخرین شعر سنتی رو میدم تا بود چنین بود و چنین است جهان از حادثه دهر کرا بود امان بلقیس اگر به ملک جاویدان رفت جاوید تو مانی ای سلیمان زمان
  5. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    دیدم دیدم که هرچه کردم کردم دیدم دیدم که هرچه کشتم چیدم از چهره جان غبار تن چون رفتم دیدم دیدم که پای تا سر دیدم
  6. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    تن در غم هجر داده بودم همه شب و از انده تو فتاده بودم همه شب سر بر زانو نهاده بودم همه شب گویی که ز سنگ زاده بودم همه شب
  7. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    شاها ملکا همه ثناگوی تواند خوشخو ملکی فتنه خوشخوی تواند یک شهر به جان و دل هوا جوی تواند باز آی که در آرزوی روی تواند
  8. vinca

    صبحونه هم میخوردی میومدی باشگاه :D

    صبحونه هم میخوردی میومدی باشگاه :D
  9. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    معموری عقل فضلهٔ ویرانی ست سرمایهٔ علم خاک بی سامانی ست بازارچهٔ حیرت ما آبادان ست که افتاده متاع و غایت ارزانی ست
  10. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    تا عمر مرا فلک به غم پیموده است گوشم به فغان اهل شیون بوده است امروز شنیده ام ز عرفی، بی تو در خواب که چرخ هم نشنوده است
  11. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    تا با تو به صلح گشتم ای مایه جنگ گردد دل من همی زبترویان تنگ نشگفت که از ستارگان دارم ننگ امروز که آفتاب دارم در چنگ
  12. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    شاها سربخت بر در دولت تست یک خیمه فلک ز اردوی شوکت تست گر خیمهٔ چرخ را ستونی باید اندازه ستون خیمهٔ رفعت تست
  13. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    توصیه دوستانه بود
  14. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    مشاعره رو مثل تالار زنگ تفریح نکن یک عمر شهان تربیت عیش کنند تا نیم نفس عیش به صد طیش کنند نازم به جهان همت درویشان را کایشان به یکی لقمه دو صد عیش کنند
  15. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    از کشت عمل بس است یک خوشه مرا در روی زمین بس است یک گوشه مرا تا چند چو گاو گرد خرمن گردیم چون مرغ بس است دانه‌ای توشه مرا
  16. vinca

    انگیزه تون واسه ادامه زندگی چیه؟

    چون دلیلی برای ادامه ندادنش ندارم :w01:
  17. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    تا در زده ام به دامن عفو تو دست تا یافته ام غبار تکلیف الست تقصیر عبادتم ندارد ایام وز طاعت کرده ام پشیمانی هست
  18. vinca

    مشاعرۀ سنّتی

    تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است محراب دل و قبلهٔ احرار کج است ما جانب قبلهٔ دگر رو نکنیم آن قبله ماست گرچه بسیار کج است
بالا