تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف …
لرزشی روی میز کنار تختم میفتد ..
از این صدا متنفر بودم اما …
چشم هایم را میمالم ..
new message
تا لود شود آرزو می کنم … کاش تو باشی …
…
سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !!
.
چه می شد دستانم به دستانت گره می شد
چه می شد آغوشم در آغوش خوش تو جا می شد
چه می شد اشک هایم با لبخندت یکی می شد
چه می شد بوسه هایم بر گونه های سرخت جاری می شد
چه می شد گل هایی را که هدیه دادم
در قلب تو سبد سبد عشق می شد
.
وقــتـي ســــکـوت خــُـدا رو در بـرابـر راز و نــــــيـــــازت ديــدي ,
نـــگـو خـدا بـا مـن قــــهـر اسـت او بـه تــمـام کـائـنـات فـرمـان
سـکـوت داده تـا حـرف تـو را بـشـنـود پـس حـرفــــ دلـت را بـــــگـو