نتایح جستجو

  1. tomas.edison

    روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متآثر است. علت ناراحتی اش را پرسید.پاسخ داد: در...

    روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متآثر است. علت ناراحتی اش را پرسید.پاسخ داد: در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم. جواب نداد و با بی اعتنایی و خود خواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم. سقراط گفت: چرا رنجیدی؟ مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین...
  2. tomas.edison

    سقراط گفت: همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی آیا انسان تنها جسمش...

    سقراط گفت: همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی آیا انسان تنها جسمش بیمارمی شود؟ و آیا کسی که رفتارش نا درست است روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکری و روان نامش غفلت است و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به...
  3. tomas.edison

    كسی كه بیشترین تلاش خود را می كند، هرگز پشیمان نمی شود

    كسی كه بیشترین تلاش خود را می كند، هرگز پشیمان نمی شود
  4. tomas.edison

    ما چنان زندگی می كنیم كه گویی همواره در انتظار چیزی بهتر هستیم، حال آنكه اغلب آرزو می كنیم كه ای...

    ما چنان زندگی می كنیم كه گویی همواره در انتظار چیزی بهتر هستیم، حال آنكه اغلب آرزو می كنیم كه ای كاش گذشته باز گردد و بر آن حسرت می خوریم
  5. tomas.edison

    من بی تقصیرم ... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    من بی تقصیرم ... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  6. tomas.edison

    پدری یه روز خواست که به پسرش تفهیم کنه که عرق خوری کار بدیه. برای اثباتش مقداری عرق رو خواست به...

    پدری یه روز خواست که به پسرش تفهیم کنه که عرق خوری کار بدیه. برای اثباتش مقداری عرق رو خواست به خورد یک خر بده. اما خر از خوردن عرق امتناع کرد. پدر رو کرد به پسرش و گفت: پسرم ببین. حتی این خر با خریه خودش این عرق رو نخورد. چطور یک انسان باید این عرق رو بخوره در حالی که خر هم نمی خوره؟ . . . . ...
  7. tomas.edison

    پدری یه روز خواست که به پسرش تفهیم کنه که عرق خوری کار بدیه. برای اثباتش مقداری عرق رو خواست به...

    پدری یه روز خواست که به پسرش تفهیم کنه که عرق خوری کار بدیه. برای اثباتش مقداری عرق رو خواست به خورد یک خر بده. اما خر از خوردن عرق امتناع کرد. پدر رو کرد به پسرش و گفت: پسرم ببین. حتی این خر با خریه خودش این عرق رو نخورد. چطور یک انسان باید این عرق رو بخوره در حالی که خر هم نمی خوره؟ . . . . ...
  8. tomas.edison

    نــــاســـا تو مریـــخ دنــبال آب می گرده ، نــاجـــا تو پـــارک دنــبـــاله تـــفنـــگ آب پـــاش

    نــــاســـا تو مریـــخ دنــبال آب می گرده ، نــاجـــا تو پـــارک دنــبـــاله تـــفنـــگ آب پـــاش
  9. tomas.edison

    ****<< جلسه هفتگی قرائت قرآن باشگاه مهندسان ایران >>****

    کلا آخر نیت کردن هستیم ها ــ ایشالله یکی از آسمون بیاد نجاتش بده صفحه 456.......آیه 43 تا 61 سوره ص صفحه 457.......آیه 62 تا 83 سوره ص
  10. tomas.edison

    کوچه های تنهایی

    گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟ گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟ گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟ گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟ گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟ گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟ گفتم: خدایا اینقدر نگو من گفت: من توام تو من...
  11. tomas.edison

    ****<< جلسه هفتگی قرائت قرآن باشگاه مهندسان ایران >>****

    خدا سلامتی بده بهشون صفحه 417.......آیه 21 تا 30 سوره سجده ........ سجده واجب نداره ؟ من بلد نیستم
  12. tomas.edison

    اصل عدم قطعیت برای پیش بینی وضعیت بعدی یک جسم ، باید وضعیت و سرعت کنونی آن را اندازه گیری...

    اصل عدم قطعیت برای پیش بینی وضعیت بعدی یک جسم ، باید وضعیت و سرعت کنونی آن را اندازه گیری نماییم. بدیهی است برای محاسبه ، باید ذره را در پرتو نور مورد مطالعه قرار دهیم. برخی از امواج نور ، توسط ذره ، پراکنده خواهند شد و در نتیجه وضعیت ذره مشخص می‌شود. برای تعیین دقیق وضعیت ذره ، باید از نوری با...
  13. tomas.edison

    [IMG]

    [IMG]
  14. tomas.edison

    شانست را در یاب@@@@

    معلم زن اسپانیایی داشت به شاگرداش توضیح می‌داد که اسامی در زبان اسپانیایی برخلاف انگلیسی مذکر و مونث هستند. برای مثال خانه مونث هستش و مداد مذکر یک دانش آموز پرسید "جنسیت کامپیوتر چیه" معلم بجای جواب دادن کلاس را به دو دسته تقسیم کرد: آقایان و خانم‌ها و از آنها خواست خودشان تصمیم بگیرند که...
  15. tomas.edison

    شانست را در یاب@@@@

    هه هه .. چه جیگر کنجکاوی ... مگه همه چیو باید بهت گفت;)
  16. tomas.edison

    شب خوش سمایی

    شب خوش سمایی
  17. tomas.edison

    شانست را در یاب@@@@

    مسافرکش بدون مسافر داشته می رفته، کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی می بینه کنار می زنه سوارش می کنه. مسافر روی صندلی جلو می نشینه. یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی می پرسه: آقا منو می شناسی؟ راننده می گه: نه… راننده واسه یه مسافر خانم که دست تکون می داده نگه می داره و خانمه عقب می...
  18. tomas.edison

    ماشین به این میگن@@@@@@

    اونی که کنارش نشسته چه حالی میکنه ( دهنش سرویس)
  19. tomas.edison

    ساحل مصنوعی در ژاپن@@@@@@@

    ای کاش دوستان معمار ما هم ...........(هزار تا حرفه ها)
بالا