با شاخه ی پیجیده ی انگور
تو را ادامه می دهم
زیر سایه ی همین آسمان تاریک
ودر هر وعده،
پشت پنجره ی اتاق
تو را ادامه می دهم
در دلبری عطر شب بوها
تا جایی که ماه رنگ عوض نکرده ،
یا در شب خیابان های سرد
وعطرى که از پیراهن تو
در حافظه ی کوچه منتشر شده است
و من حالا
لیوان چای را سر می کشم
بوی دستهای...