رد پای احساس ...

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
-تو‌همونی‌هستی‌که‌یه‌تار‌از‌موهاشو‌‌به‌دنیا‌نمیدم‌،
همونی‌که‌چشمام‌به‌جز‌اون‌کسی‌رونمیبینه،

همونی‌که‌وقتی‌دلم‌میگیره‌بهش‌پناه‌میارم‌
همونی‌که‌امید‌میشه‌وسط‌نا‌امیدیام‌ همونی‌که‌براش‌میمیرم‌،میمیرم‌واسه‌خنده‌هات واسه‌چِشمات،
تو‌شدی‌‌ارامشم،دلگرمیم شدی‌تیکه‌ای‌از‌وجودم....️
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تمام روز
رها شده چون لاشه‌ای بر آب
به سوی سهمناک‌ترین صخره پیش می‌رفتم
به سوی ژرف‌ترین غارهای دریایی
و گوشتخوارترین ماهیان.
و مهره‌های نازک پشتم
از حس مرگ تیر کشیدند

نمی‌توانستم
دیگر نمی‌توانستم
صدای پایم از انکار راه بر می‌خاست
و یاسم از صبوری روحم وسیع‌تر شده بود
و آن بهار، و آن وهم سبز رنگ
که بر دریچه گذر داشت
با دلم می گفت:
نگاه کن!
تو هیچگاه پیش نرفتی؛
تو فرو رفتی!
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آمدنت چون رویش گل‌های رازقی
در دامن بهار سپید هایم
به سخن نشسته ست
تودر الفبای واژه ها
نهانی
نزدیکتر بیا
تا لطافت روح نواز
دستانت درپیراهن غزل
دلربایی کند
طنین صدایت بسان ترنم باران
در خواب آلودگی لاله هاست
کلمات در جادوی کلامت
جان می‌گیرند
شمیم آغوشت
می‌کشاند مرا
به دورترین
فصل ها
در سکوت خوابها
جایی که سیراب میشوم از
هوای تو...
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تو گذشتی و شب و روز گذشت
آن زمان‌ها به امیدی که تو
بر خواهی گشت،
پای هر پنجره مات…
می نشستم به تماشا، تنها
گاه بر پرده ابر، گاه در روزن ماه،
دور، تا دورترین جاها می رفت نگاه، باز می‌گشتم، هیهات!
چشم ها دوخته ام بر در و دیوار هنوز!

#فریدون_مشیری
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
این موها طناب دار هم می‌شوند وقتی دیگر دور انگشتانت به بازی نگیریشان
و با طنازی برایشان آواز نخوانی
مگر میشود، از لای چشمانم فقط چکه کنی
موهایم هم برای نبودنهایت برای فرار هم که شده
خودشان را دار میزنند
آیناز مجتهدی
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
M *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ *** ادبیات 2235

Similar threads

بالا