نتایح جستجو

  1. H

    شعر نو

    سمیرمی شما عبارت "سمیرمی با سمضربه رقصان ا ..." را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید. با ُسمضَربه رقصان اسبش می گذرد از کوچه سر پوشیده سواری، بر َتسمه َبند ِ قرابینش برق ِ هر سکه ستاره ئی بالای خرمنی در شب بی نسیم در شب ایلاتی...
  2. H

    شعر نو

    ترانه آبی شما عبارت "ترانه آبی قیلوله ناگزیر ..." را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید. قیلوله ناگزیر در طاق طاقی ِ حوضخانه، تا سالها بعد آبی را مفهومی از وطن دهد. امیر زاده ای تنها با تکرار ِ چشمهای بادام ِ تلخش در هزار آئینه شش...
  3. H

    شعر نو

    از منظر شما عبارت "از منظر در دل مه لنگان ..." را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید. در دل ِ مه لنگان زارعی شکسته می گذرد پا در پای سگی گامی گاه در پس او گاه گامی در پیش. وضوح و مه در مرز ویرانی در جدالند، با تو در این لکه قانع...
  4. H

    شعر نو

    گفتی که باد مرده است شما عبارت "گفتی که باد مرده است گفت ..." را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید. گفتی که: « باد، مرده ست! از جای بر نکنده یکی سقف راز پوش بر آسیاب ِ خون، نشکسته در به قلعه بیداد، بر خاک نفکنیده یکی کاخ باژگون...
  5. H

    شعر نو

    كه زندان مرا باور مباد ... شما عبارت "كه زندان مرا باور مباد .. ..." را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید. كه زندان مرا بارو مباد جز پوستی كه بر استخوانم. باروئی آری، اما گرد بر گرد جهان نه فرا گرد تنهائی جانم. آه آرزو! آرزو! ***...
  6. H

    شعر نو

    سرودی برای مرد روشن که به سایه رفت شما عبارت "سرودی برای مرد روشن که به ..." را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید. قناعت وار تکیده بود باریک وبلند چون پیامی دشوار در لغتی با چشمانی از سئوال و عسل و رخساری بر تافته از حقیقت و باد...
  7. H

    شعر نو

    صبوحی شما عبارت "صبوحی به پرواز شک کرده ب ..." را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید. به پرواز شک کرده بودم به هنگامی که شانه هایم از توان سنگین بال خمیده بود، و در پاکبازی معصومانه گرگ ومیش شبکور گرسنه چشم حریص بال می زد. به...
  8. H

    شعر نو

    امـّا چندان که روز بی آفتاب به زردی نشست، از پس تنگابی کوتاه راه به دریایی دیگر بردیم که پاکی گفتی زنگیان غم غربت را در کاسه مرجانی آن گریسته اند و من اندوه ایشان را و تو اندوه مرا *** و مسجد من در جزیره ئی ست هم از این دریا. اما کدامین جزیره، کدامین جزیره،نوح من ای ناخدای من؟ تو خود آیا جست و...
  9. H

    شعر نو

    سفر شما عبارت "سفر خدای را مسجد من کجاس ..." را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید. خدای را مسجد من کجاست ای ناخدای من؟ در کدامین جزیره آن آبگی ایمن است که راهش از هفت دریای بی زنهار می گذرد؟ *** از تنگابی پیچاپیچ گذشتیم - با...
  10. H

    شعر نو

    شبانه ( سه سرود برای آفتاب ) اعترافی طولانیست شب اعترافی طولانیست فریادی برای رهائیست شب فریادی برای رهائیست و فریادی برای بند. شب اعترافی طولانیست. *** اگر نخستین شب زندان است یا شام واپسین - تا آفتاب دیگررا در چهار راه ها فرایاد آری یا خود به حلقه دارش از خاطر ببری-، فریادی بی انتهاست شب...
  11. H

    شعر نو

    اشعار احمد شاملو اشعار احمد شاملو مرگ ناصری شما عبارت "مرگ ناصری با آوازی یکدست ..." را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید. با آوازی یکدست، یکدست دنباله چوبین بار در قفایش خطّی سنگین و مرتعش بر خاک می کشید. ((-تاج خاری برسرش...
  12. H

    شعر نو

    دس زدم به شونه شون که کنم روونه شون - پريا جيغ زدن، ويغ زدن، جادو بودن دود شدن، بالا رفتن تار شدن [ پائين اومدن پود شدن، پير شدن گريه شدن، جوون شدن [ خنده شدن، خان شدن بنده شدن، خروس سر کنده شدن، [ ميوه شدن هسه شدن، انار سر بسّه شدن، اميد شدن ياس [ شدن، ستاره نحس شدن ... وقتي ديدن ستاره يه من...
  13. H

    شعر نو

    پريا! ديگه توک روز شيکسه دراي قلعه بسّه اگه تا زوده بلن شين سوار اسب من شين مي رسيم به شهر مردم، ببينين: صداش مياد جينگ و جينگ ريختن زنجير برده هاش مياد. آره ! زنجيراي گرون، حلقه به حلقه، لابه لا مي ريزد ز دست و پا. پوسيده ن، پاره مي شن ديبا بيچاره ميشن: سر به جنگل بذارن، جنگلو خارزار مي بينن سر...
  14. H

    شعر نو

    پریا شما عبارت "پریا شما عبارت "پریا شما ..." را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید. يکي بود يکي نبود زير گنبد کبود لخت و عور تنگ غروب سه تا پري نشسه بود. زار و زار گريه مي کردن پريا مث ابراي باهار گريه مي کردن پريا. گيس شون قد...
  15. H

    شعر نو

    بیابان را، سراسر، مه فرا گرفته است چراغ قریه پنهان است موجی گرم در خون بیابان است بیابان، خسته لب بسته نفس بشکسته در هذیان گرم عرق می ریزدش آهسته از هر بند *** بیابان را سراسر مه گرفته است می گوید به خود عابر سگان قریه خاموشند در شولای مه پنهان، به خانه می رسم گل کو نمی داند مرا ناگاه در درگاه...
  16. H

    شعر نو

    نازلی! بهارخنده زد و ارغوان شکفت در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر دست از گمان بدار! با مرگ نحس پنجه میفکن! بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار... نازلی سخن نگفت، سر افراز دندان خشم بر جگر خسته بست رفت *** نازلی ! سخن بگو! مرغ سکوت، جوجه مرگی فجیع را در آشیان به بیضه نشسته ست! نازلی سخن نگفت چو...
  17. H

    شعر نو

    به تو دست می سایم و جهان را در می یابم به تو می اندیشم و زمان را لمس میکنم معلق و بی انتها عریان می وزم، می بارم، می تابم. آسمان ام ستارگان و زمین، و گندم عطرآگینی که دانه می بندد رقصان در جان سبز خویش از تو عبور میکنم چنان که تندری از شب می درخشم و فرو می ریزم.
  18. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    در چشم روز خسته خزیده است رویای گنگ و تیره خوابی اکنون دوباره باید از این راه تنها بسوی خانه شتابی تا سایه سیاه تو اینسان پیوسته در کنار تو باشد هرگز گمان نبر که در آنجا چشمی به انتظار تو باشد بنشسته خانه تو چو گوری در ابری از غبار درختان تاجی بسر نهاده چو دیروز از تارهای نقره باران از گوشه های...
  19. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    يکي مهمان ناخوانده ز هر درگاه رانده سخت وامانده رسيده نيمه شب از راه ‚ تن خسته ‚ غبار آلود نهاده سر بروي سينه رنگين کوسن هايي که من در سالهاي پيش همه شب تا سحر مي دوختم با تارهاي نرم ابريشم هزاران نقش رويايي بر آنها در خيال خويش و چون خاموش مي افتاد بر هم پلکهاي داغ و سنگينم گياهي سبز ميروييد در...
  20. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    ما تکیه داده نرم به بازوی یکدیگر در روحمان طراوت مهتاب عشق بود سرهایمان چو شاخه سنگین ز بار و برگ خامش بر آستانه محراب عشق بود من همچو موج ابر سپیدی کنار تو بر گیسویم نشسته گل مریم سپید هر لحظه میچکید ز مژگان نازکم بر برگ دستهای تو آن شبنم سپید گویی فرشتگان خدا در کنار ما با دستهای کوچکشان چنگ...
بالا