نتایح جستجو

  1. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    عاقبت خط جاده پایان یافت من رسیدم ز ره غبار آلود نگهم پیشتر ز من می تاخت بر لبانم سلام گرمی بود شهر جوشان درون کوره ظهر کوچه می سوخت در تب خورشید پای من روی سنگفرش خموش پیش میرفت و سخت می لرزید خانه ها رنگ دیگری بودند گرد آلوده تیره و دلگیر چهره ها در میان چادرها همچو ارواح پای در زنجیر جوی...
  2. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    شب می آید و پس از شب ‚ تاریکی پس از تاریکی چشمها دستها و نفس ها و نفس ها و نفس ها ... و صدای آب که فرو می ریزد قطره قطره قطره از شیر بعد دو نقطه سرخ از دو سیگار روشن تیک تاک ساعت و دو قلب و دو تنهایی
  3. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    آن کلاغی که پرید از فراز سرما و فرو رفت در اندیشه آشفته ابری ولگرد و صدایش همچون نیزه کوتاهی پهنای افق را پیمود خبر ما را با خود خواهد برد به شهر همه می دانند همه می دانند که من و تو از آن روزنه سرد عبوس باغ را دیدیم و از آن شاخه بازیگر دور از دست سیب را چیدیم همه می ترسند همه می ترسند اما من و...
  4. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    گل سرخ گل سرخ گل سرخ او مرا برد به باغ گل سرخ و به گیسوهای مضطربم در تاریکی گل سرخی زد و سرانجام روی برگ گل سرخی با من خوابید ای کبوترهای مفلوج ای درختان بی تجربه یائسه . ای پنجره های کور زیر قلبم و در اعماق کمرگاهم اکنون گل سرخی دارد می روید گل سرخی سرخ مثل یک پرچم در رستاخیز آه من آبستن هستم...
  5. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    پرنده گفت : چه بویی چه آفتابی آه بهار آمده است و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت پرنده از لب ایوان پرید مثل پیامی پرید و رفت پرنده کوچک پرنده فکر نمی کرد پرنده روزنامه نمی خواند پرنده قرض نداشت پرنده آدمها را نمیشناخت پرنده روی هوا و بر فراز چراغهای خطر در ارتفاع بی خبری می پرید و لحظه های آبی...
  6. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود به ابرها که فکرهای طویلم بودند به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من از فصل های خشک گذر می کردند به دسته های کلاغان که عطر مزرعه های شبانه را برای من به هدیه می آوردند به مادرم که در آینه زندگی می کرد و شکل پیری من بود و به زمین که شهوت...
  7. H

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    شعر هر چی می تونه باشه شعر هر چی می تونه باشه تمام روز در ‌آینه گریه می کردم بهار پنجره ام را به وهم سبز درختان سپرده بود تنم به پیله تنهاییم نمی گنجید و بوی تاج کاغذیم فضای آن قلمرو بی آفتاب را آلوده کرده بود نمی توانستم دیگر نمی توانستم صدای کوچه صدای پرنده ها صدای گم شدن توپ های ماهوتی و...
  8. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    گاهی لازمه.... آدما گاهی لازمه چند وقت کرکرشونو بکشن پایین یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن : کسی نمرده. فقط دلم گرفته..... آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند!! آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند. اما نه وقتی که در میانشان هستی، نه... آن جا که در میان خاک خوابیدی؛ «سنگ تمام» را می گذارند و می روند...
  9. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    تجربه... به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛ به من گفت :نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم. وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!! نخند!!! به سرآستین پاره کارگری که دیوارت را می‌چیند و به تو می‌گوید ارباب ،نخند! به پسرکی که آدامس می‌فروشد و تو هرگز نمی‌خری ،نخند! به پیرمردی...
  10. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    زندگی یعنی چه؟! شعری زیبا از سهراب سپهری شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا لب پاشویه نشست پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش...
  11. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    نظر گاندی در مورد هفت چیزی که بدون هفت چیز دیگر خطرناک هستند: ثروت بدون زحمت دانش بدون شخصیت علم بدون انسانیت سیاست بدون شرافت لذت بدون وجدان تجارت بدون اخلاق و عبادت بدون ایثار این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد. اعتقاد بر این است که وی این...
  12. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    کلامی از شیخ بهایی: آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا: اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است ! اگر کم کار کند، میگویند تنبل است ! اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند ! اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است ! اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است ! اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و...
  13. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    خسرو شکیبایی " در مجموعه خانه ی سبز" : چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !! چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه !!!! چه معنی داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !! چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه ..!!
  14. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    بعضي دردها مثل "چايي" ميمونن با گذشت زمان "سرد" ميشن ،ولي " تلخيش " از بين نمیره
  15. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    مـــَرآ دوســـت دآشـتـه بـآش ... تــَجـربـه ام نَـــکـــُن ... بَرآی آمـوخـتـــَن ابـزآر خــوبـی نِیـسـتـَم ...
  16. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    به یه جای زندگی که رسیدی،میفهمی اونی که زود میرنجه، زود میره، زود هم برمیگرده. اما اونی که دیر میرنجه، دیر میره، اما دیگه برنمیگرده...
  17. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    اعتماد مثل یه پاک کن میمونه بعد از هر اشتباه کوچیکتر و کوچیکتر میشه
  18. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    کاش یکی‌بود که توی کوچه‌ها داد میزد : خاطره خشکیه ؛ خاطره خشکیه ! اونوقت همه ی خاطراتو ، همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن ! میریختم تو کیسه و میدادم بهش و میرفت ردِ کارش … !!!
  19. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    احساس قشنگ سهراب سپهری برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست می دارم تو بگشا گوش دل، پروردگارت با تو می گوید ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد رها کن غیر من را، آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟ تو با هر...
  20. H

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    و اين هم آخرين شعر فريدون مشيري در پيري در باب كوچه!؛ دوستي مي گفت شعر كوچه ات؛ همچنان روشنگر دلهاي ماست!؛ گفتمش: از كوچه ديگر دم مزن!؛ زانكه شعر و عشق از كوچه جداست!؛ نيك بنگر هر طرف در هر گذر؛ نام خون آلوده اي بر كوچه هاست!؛
بالا