نتایح جستجو

  1. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    تا به فــراق خو کنم صبر من و قرار کو؟ وعده ی وصل اگر دهد طاقت انتظار کو؟ کلجاری
  2. sar sia

    همین الان داری به چی فکر میکنی؟

    به این فکر میکنم چرا این چند ماه به اینجا سر نزدم واقعا چرا!؟
  3. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    آوازه ی جمالت از جان خود شنیدیم چون باد و آب و آتش در عشق تو دویدیم
  4. sar sia

    *****حرف دل*****

    از سقوط و امتداد دردها گفتم زیاد «از هجوم فقر و دوزخ از افول اعتماد!» هم نگاهم هم لبانم از غمی آکنده است پرکشیده خنده‌هایم، فصل گل شرمنده است! از قطار دلخوشی‌ها، سال‌ها جا مانده‌ام در شتاب ریل‌ها، بی‌وقفه تنها مانده‌ام! خطِ عمرم رفت و سوزن‌بان به حالم گریه کرد زوزه‌ای در دشت پیچید و...
  5. sar sia

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    من بی تو کوهستانی از دردم با قله ای پر برف و بی خورشید مانند فرهادم که بی شیرین از خواب تلخ اش می شود بیدار
  6. sar sia

    *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ ***

    آه، ای آزادیِ ما بچه ها زود رفتی از خیالِ کوچه ها باز هم آغازِ خیسِ یادها قصه یِ آلونکِ شِمشادها لحظه ی بازیِ ترسِ گرگ و میش در بهارِ سالِ خوبِ شصت و شیش یک به یک در نقشِ آن گرگِ بَلا بره یِ سرگشته یِ پخش و پلا گاهگاهی اصغرِ ما گرگ بود پیشِ چشمِ بچه ها،سارا رُبود دوست دارم گرگ باشم گرگِ پیر...
  7. sar sia

    زمزمه های عاشقانه

    «گریه کردم گریه هم این‌بار آرامم نکرد» صد غزل از عشق گفتم، کم از آلامم نکرد خط عمرم رفت و آخر من نفهمیدم چرا ندبه‌هایم در دل شب، نیک‌فرجامم نکرد؟! غرقِ پرسش هست ذهنم، سخت حیرانم هنوز! این چه تقدیری است؟ دنیا، رفعِ ابهامم نکرد! هفت‌خانِ درد را طی کرده‌ام در زندگی خانِ هفتم هم گذشت و گوشه‌ای...
  8. sar sia

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    مثل سربازی که برگردد ز جنگ بر تنم بنشسته صد زخم تفنگ در گریزم از جفای روزگار چون گریز بچه ماهی از نهنگ
  9. sar sia

    هر چه میخواهد دل تنگت بگو!

    محبت را به دل دادن صفای سینه میخواهد به یاد یکدگر بودن دل بی کینه میخواهد
  10. sar sia

    زمزمه های عاشقانه

    می نویسم بر غبار شیشه تنهایی خر است... خنده ات میگیرد از دور و تماشا میکنی... ناگهان دست تو را رو میکند چشمت ولی... با زرنگی های خود با خنده حاشا می‌کنی... شیطنت هایت شبیه عشوه های نیمه شب... قلب هر بیچاره را حالی به حالی میکند... طعم لب های تو را حس میکنم دیوانه وار... عطر مویت حس و حالم...
  11. sar sia

    الان چه حسي داري؟

    دوست دارم همیشه و همه وقت فقط شعر بخونم
  12. sar sia

    يک كلمه بدون نقطه

    کلامم در سرای مهر
  13. sar sia

    يک كلمه بدون نقطه

    در دل مهر دار
  14. sar sia

    قرارهاي بي قرار...

    دخــــــتری از باغ رویایــم کــــمی گل چید و رفـت... یک نفس گل‌ غنچه ها را خنده ای بخشید و رفـــت... بــــرگِ آصِ قامـــتِ قلـبِ مـــــــرا با دستِ خـــــود... لای مــــوهای بلنــدش تار تار پیچـــــــید و رفــــت... ســـخت لرزیدم ز شــوق دیـدنش اما چه ســــــود... با نگاه سخـــت شیطانی به مـــن...
بالا