نتایح جستجو

  1. qalam

    مشاعرۀ سنّتی

    تا تویی پادشه بنده نواز نبرم هیچ کجا دوی نیار
  2. qalam

    مشاعرۀ سنّتی

    در حقیقت مالک اصلی خداست این امانت چند روزی دست ماست
  3. qalam

    مشاعرۀ سنّتی

    تو چیستی که من از موج هر تبسم تو به سان قایق سر گشته روی گردابم...
  4. qalam

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش در حلقه ما فصه گیسوی تو بود تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
  5. qalam

    مشاعرۀ سنّتی

    تنها نه ز راز دل من پرده بر افتاد تا بود فلک شیوه او پرده دری بود...
  6. qalam

    مشاعرۀ سنّتی

    میل ان دانه ی خالم نظری بیش نبود چود بدیدم ره بیرون شدن از دامم نیست
  7. qalam

    مشاعرۀ سنّتی

    دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم
  8. qalam

    مشاعرۀ سنّتی

    دم به دم حلقه این دام شود تنگ تر و من دست و پایی نزنم خود ز کمندت نرهانم
  9. qalam

    مشاعرۀ سنّتی

    مرا با شمع نسبت نیست در سوز که او شب سوزد و من در شب و روز...
  10. qalam

    مشاعرۀ سنّتی

    دوستت دارم و دانم ک تویی دشمن جانم ار چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم...
  11. qalam

    مشاعرۀ سنّتی

    دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش بیچاره ندانست که یارش سفری بود
بالا