نتایح جستجو

  1. khanommohandes

    معماری با مصالحی از جنس دل

    تابلو نقاش را ثروتمند کرد شعرِ شاعر به چند زبان ترجمه شد کارگردان جایزه ها را درو کرد و هنوز سر همان چهارراه واکس میزند کودکی که بهترین سوژه بود !
  2. khanommohandes

    .•خنده وطنز•.

    IPHONE 5 هم اومد... و تو نيومدي، خاك برسرت . ..
  3. khanommohandes

    نامه عاشقانه من

    اگر روزی داستانم را برای کسی نقل کردی بگو: بی کس بود،اما کسی رو تنها نذاشت. دلشکسته بود،اما دل کسی رو نشکست. کوه غم بود،ولی کسی رو غمگین نکرد. و شاید بد بود ولی برای کسی بد نخواست…
  4. khanommohandes

    معماری با مصالحی از جنس دل

    نه رفیق نگو میان گذشته ها جا مانده ام... ولی ... مگر می شود برای چیزی عمرت را صرف کنی و فراموش شود؟
  5. khanommohandes

    اگه مجبورنبودم میذاشتمش واسه اواتارام

    اگه مجبورنبودم میذاشتمش واسه اواتارام
  6. khanommohandes

    .•خنده وطنز•.

    کافیه از یکی خوشت بیاد؛ یا میمیره، یا فلج میشه، یا برمی گرده به رابطه قبلیش؛ در بهترین حالتم میره خارج!!!
  7. khanommohandes

    یاابوالفضل عجب چیزی بودیه اپیل بایدبره;)

    یاابوالفضل عجب چیزی بودیه اپیل بایدبره;)
  8. khanommohandes

    معماری با مصالحی از جنس دل

    تنهایی را بلند ترین شاخه درخت میفهمد، انگار هر چه بزرگتر میشویم تنهاتر میشویم براستی خدا از بزرگی تنهاست ،یا از تنهایی بزرگ؟!!!
  9. khanommohandes

    بسلامتی بچه های قدیم كه با ذغال واسه ی خودشون سبیل می ذاشتن تا شبیه باباهاشون بشن، نه بچه های...

    بسلامتی بچه های قدیم كه با ذغال واسه ی خودشون سبیل می ذاشتن تا شبیه باباهاشون بشن، نه بچه های الان كه ابروهاشون رو بر می دارن تا شبیه مادراشون بشن
  10. khanommohandes

    نامه عاشقانه من

    .. نمیدانی چقدر دلم برای درد دل های مادر بزرگم پر کشیده. .. چقدر برای وقتی که صدایم می زد تا موهایش را برایش ببافم.. چقدر دلم می خواهد دوباره صدایم بزند.. . نه پنجره ای نیست... مادر بزرگی نیست... من هستم و پیاده رویی که انگار او هم قدم های مرا از یاد برده...
  11. khanommohandes

    معماری با مصالحی از جنس دل

    خدایا آسمانت چه مزه ایست؟ من که فقط زمین خورده ام…
  12. khanommohandes

    نامه عاشقانه من

    از تو چه پنهان بعضی روزها هوایی خانه کودکی هایم می شوم.. دلم برای حیاطی که نیست... مادربزرگی که نیست.. برای بوته یاس و درخت شمشاد و آب و جاروهای بعد از ظهرها تنگ می شود...
  13. khanommohandes

    به سلامتي همه خوبا كه سخت مشغول شطرنج زندگي اند و نميدونن ما مات رفاقتشون هستيم

    به سلامتي همه خوبا كه سخت مشغول شطرنج زندگي اند و نميدونن ما مات رفاقتشون هستيم
  14. khanommohandes

    معماری با مصالحی از جنس دل

    من هستم... زنده ام. نفس می کشم... هنوز گاهی اوقات دیوانه می شوم و بی هوا به سرم می زند تمام مسیر محل کارم را تا خانه پیاده بیایم.. هوس می کنم تنها قدم بزنم... تنها گریه کنم... تنها گوشه ای ساعت ها بنشینم و زندگی ام را مرور کنم. اما هنوز هستم.. هنوز عاشق بارانم... هنوز بوی...
  15. khanommohandes

    معماری با مصالحی از جنس دل

    چای هایت را تلخ نخور! کمی نگاهم کن… تمام قند های دلم را برایت آب می کنم
  16. khanommohandes

    معماری با مصالحی از جنس دل

    نازنین ِ کوچک با مادرش "مار و پله" بازی می کردند و پدر با مهربانی به آنها نگاه می کرد ! آخر ِ بازی همان موقعی که مادر با حرکتی برنده بازی میشد،با حرکت ِ اشتباهی مهره را روی مار گذاشت تا نازنینش برنده ی بازی باشد و صدای قه قهه های شاد و کودکانه اش خانه را پر کند ! پدر بعد از بازی با خنده به...
  17. khanommohandes

    معماری با مصالحی از جنس دل

    تنها بودن قدرت می خواهد و من قدرتمندم، این قدرت را کسی به من داد که روزی میگفت تنهایت نمیگذارم…
  18. khanommohandes

    [IMG]

    [IMG]
  19. khanommohandes

    معماری با مصالحی از جنس دل

    منتظر هیچ دستی در هیچ جای دنیا نبودم، همیشه اشکهایم را بادستان خودم پاک کردم، چون میدانم همه رهگذرند…
  20. khanommohandes

    شـــــــــــکرتــــــــــ ــ خــــــــــــــــــدا

    آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را و دریایى غرق نمی کند "موسى" را کودکی، مادرش او را به دست موجهاى "نیل" می سپارد تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد مکر زلیخا زندانیش می کند اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند از این "قِصَص"...
بالا