نتایح جستجو

  1. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    تو آن بُتی که پرستیدنت خطایی نیست و گر خطاست مرا از خطا ابایی نیست بیا که در شب گرداب زلف موّاجت به غیر گوشه ی چشم تو ناخدایی نیست درون خاک، دلم می تپد هنوز اینجا به جز صدای قدم های تو صدایی نیست نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون که هر کجا خبری هست ادعایی نیست دلیل عشق فراموش کردن دنیاست و گرنه...
  2. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    " تـــو " واژه سنگینی است " رفـتن " از آن هم سنگـین تـر می نویسم ، " تـــو رفته ای " و می بنـدم بـه پـای ایـن شعـر
  3. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    دنیا از آمد من شاد نگشت جز والد من هیج دگر شاد نگشت من زیستم و بدان روزی بروم از رفتن من جز دل من شاد نگشت
  4. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست عالمی داریم در کنج ملال خویشتن سایه‌ی دولت همه ارزانی نودولتان من سری آسوده خواهم زیر بال خویشتن
  5. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    روزگاریست همه عرض بدن میخواهند همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند دیو هستند ولی مثل پری می پوشند گرگ هایی که لباس پدری می پوشند آنچه دیدند به مقیاس نظرمی سنجند عشق ها را همه با دور کمر می سنجند خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد
  6. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    گفتم چشمم گفت براهش می دار گفتم جگرم گفت پر آهش میدار گفتم که دلم گفت چه داری در دل گفتم غم تو گفت نگاهش میدار
  7. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم
  8. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم بلا گردان آن رندم که با زخم دو صد خنجر به پیش هر کس و ناکس پی مرحم نمی گردد
  9. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    اگر با دیگری باشم؛ سبک تر می شود دردم خیانت دیدم وُ گفتم : تلافی می کنم من هم خیانت کردم اما تو؛ ز من با طعنه پرسیدی : چرا با اینکه بیزاری دچار ترس و تردیدی؟ خیانت کردی و چون ابر؛ به شَکَّم گریه باریدم خیانت کردم وُ اشکی به چشمانت نمی دیدم تلافی کردم و دردی فزون گردیده بر دردم درونت از غمم...
  10. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    موج عشق تو اگر شعله به دل‌ها بكشد رود را از جگر كوه به دريا بكشد گيسوان تو شبيه‌است به شب اما نه شب كه اينقدر نبايد به درازا بكشد خودشناسي قدم اول عاشق شدن است واي بر يوسف اگر ناز زليخا بكشد عقل يكدل شده با عشق، فقط مي‌ترسم هم به حاشا بكشد هم به تماشا بكشد
  11. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    یونجه زاریست در این دشت بغل ... ببر آنجا تو مرا ماه عسل زود می پوش کنون پالون نو ... پُر بکن توبره از یونجه و جو باز شد نیش خر از خوشحالی ... گفت به به چه قشنگ و عالی عرعری کرد به آواز بلند ... هردو از فرط خریّت خرسند
  12. رییس جمهورقلبها

    شکر خدای مهربان

    شکر خدای مهربان
  13. رییس جمهورقلبها

    پ ن پ

    پ ن پ
  14. رییس جمهورقلبها

    باحالترین

    خواهش میکنم شما خودت صاحب نظری
  15. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما نداردخوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم
  16. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    من معتقدم که ما جوان می­میریم مابین زمین و آسمان می­میریم لب­های من و تو لاله و لادن شد از هم که جدا کنندمان می­میریم
  17. رییس جمهورقلبها

    باحالترین

    only Amin2008
  18. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
  19. رییس جمهورقلبها

    مشاعرۀ سنّتی

    نیستم من دیگر اینجا صحنه پردازی کنم نیستم تا با دل همراه خود بازی کنم نیستم تا من نباشم خار در چشمان او نیستم تا با نبودم قلب او راضی کنم
بالا