نتایح جستجو

  1. sar sia

    *****حرف دل*****

    هیچکس ویـــرانیم را حس نکرد وســـعت تنـــهاییم را حس نکرد در میان خنـــده های تلــــخ من گــــریه پنهانیم را حــــــس نکرد در هجوم لحظه های بی کسی درد بیکس مانـدنم را حـس نکرد آنــکه با آغاز مـــن ماُنــــوس بود لحظه پایانیــــم را حـــــس نکرد من پذیرفتم شکست خویش را پند ها ی عقل دور انـــــدیش...
  2. sar sia

    رد پای احساس ...

    من صبورم اما... به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .
  3. sar sia

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    روزگاریست همه عرض بدن می خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند دیو هستند ولی مثل پری می پوشند گرگ هایی که لباس پدری می پوشند آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند عشق ها را همه با دور کمر می سنجند خوب طبیعیست که یکروزه به پایان...
  4. sar sia

    🔺️🔻من اینطوریم... شما چطور؟

    نه من اینطوری نیستم من از بارون خوشم میاد شما چطور؟
  5. sar sia

    یکی رو انتخاب کن

    جنگل باران یا برف؟
  6. sar sia

    جمله های كوتاه با يك دنيا معنا

    گاهی فکر نکردن بهتر از هزار فکر بدون سرانجامه
  7. sar sia

    يک كلمه بدون نقطه

    کار ها دلهره آوره
  8. sar sia

    همین الان داری به چی فکر میکنی؟

    به اینکه یه زمانی همش میگفتیم چرا بزرگ نمیشیم، اما حالا میگیم ای کاش بچه میموندیم
  9. sar sia

    جمله های كوتاه با يك دنيا معنا

    دلی به وسعت دلتنگی خواهانم
  10. sar sia

    يک كلمه بدون نقطه

    دورود
  11. sar sia

    همین الان داری به چی فکر میکنی؟

    بیمار هایی که رو تخت بیمارستان هستند
  12. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    مي رود عمر عزيز ما، دريغا چاره چيست دي برفت و ميرود امروز و فردا، چاره چيست
  13. sar sia

    جمله های كوتاه با يك دنيا معنا

    گاهی باید تمام درها بسته باشد تا تو فراموش نکنی
  14. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    تا به فــراق خو کنم صبر من و قرار کو؟ وعده ی وصل اگر دهد طاقت انتظار کو؟ کلجاری
  15. sar sia

    همین الان داری به چی فکر میکنی؟

    به این فکر میکنم چرا این چند ماه به اینجا سر نزدم واقعا چرا!؟
  16. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    آوازه ی جمالت از جان خود شنیدیم چون باد و آب و آتش در عشق تو دویدیم
  17. sar sia

    *****حرف دل*****

    از سقوط و امتداد دردها گفتم زیاد «از هجوم فقر و دوزخ از افول اعتماد!» هم نگاهم هم لبانم از غمی آکنده است پرکشیده خنده‌هایم، فصل گل شرمنده است! از قطار دلخوشی‌ها، سال‌ها جا مانده‌ام در شتاب ریل‌ها، بی‌وقفه تنها مانده‌ام! خطِ عمرم رفت و سوزن‌بان به حالم گریه کرد زوزه‌ای در دشت پیچید و...
  18. sar sia

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    من بی تو کوهستانی از دردم با قله ای پر برف و بی خورشید مانند فرهادم که بی شیرین از خواب تلخ اش می شود بیدار
بالا