من این شعر رو از حافظ خوندم...مطمئن نیستم که از سعدی نباشه...ولی فکر کنم سعدی این شعر رو نگفته...اگر اشتباه میکنم ببخشید
بهرحال من با همان "دال" ادامه می دهم...
دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند
سروران بر در سودای تو خاک قدمند
تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی
دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی
ملامتگوی بیحاصل ترنج از دست نشناسد
در آن معرض که چون یوسف جمال از پرده بنمایی