نتایح جستجو

  1. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
  2. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    رسم بد عهــــــــــدی ایام چو دید ابر بهار گریه اش بر سمن و سوسن و نسرین آمد
  3. mx_2000

    مشاعره ی دخترانه و پسرانه میدونی چیه؟......

    عقل باری خسروی می‌کرد بر ملک وجود باز چون فرهاد عاشق بر لب شیرین اوست
  4. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    مگر حلال نباشد که بندگان ملوک ز خیل خانه برانند بی‌نوایی را
  5. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    یارب سببی ساز که یارم به سلامت بازآید و برهاندم از بنــــــــد ملامت
  6. mx_2000

    مشاعره با شعر سعدی

    یارا ! بهشت، صحبت یاران همدم است دیدار یار نامتناسب جهنم است
  7. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    هر دم از این باغ بری می رسد تازه تر از تازه تری می رسد
  8. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    مست بگذشتی و از حافظت اندیشه نبود آه اگر دامن حسن تو بگیرد آهم
  9. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    ای ز تب مهر توام سوخته دل در تب و تاب تاب بر آن زلف مده، شد دل بی تاب خراب
  10. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
  11. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

  12. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

  13. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

  14. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    البته من شعری که شما نوشتین رو به صورت زیر خوندم در این درگه که گه گه، کَه، کُه و کُه، کَه شود ناگه به امروزت مشو غــــــــــــرّه که از فردا نه ای آگه که از نظر قافیه و معنی هم معتبرتره ولی برای شما که با دال ختم کردین شعر زیر رو می ذارم: دل در بر و می در کف و معشوق به کام است سلطان جهانم...
  15. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    دست از طلب ندارم تا کام من برآید با جان رسد به جانان یا جان ز تن برآید
  16. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    وصالت گــــر مرا گـــــردد میسر بود هر روز من چون عید نوروز
  17. mx_2000

    مشاعره ی دخترانه و پسرانه میدونی چیه؟......

    نسترن جام عقیـــقی به سمن خواهد داد چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
  18. mx_2000

    مشاعره عرفانی

    درهوایت بیقــــرارم روز و شب سر زکویت برندارم روز و شب
  19. mx_2000

    مشاعره از اون طرف

    نگارینا دلم جز تو دگر دلبــــــــر نمی خواهد دلم غیر از تو زیبارو، گلی دیگر نمی خواهد
  20. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    من بی ناب زیســـــتن نتوانم بی باده کشــــید بار تن نتوانم من تشنه آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر ستان و من نتوانم
بالا