عجب پس:قصد رفتن و خوردن شربت و گرفتن عکس بوده
داستانوتن جالب و شگفت انگیزه از شما درخواست میشه یه کتاب به نام بیومس پاتر بنویسد و شخصیت اولشم خودتون باشید:دی
راستی دوستان میگفتن میرفتین مهمونی حسابی آجیل میخوردین:دی
آب و هوای جنوب چطور بود؟
سفر خوب بود؟
ایام به کام بود؟
در کل خوش گذشت؟