نتایح جستجو

  1. naight

    اشعار عادل دانتیسم

    تقصیرِ ما نبود عشق بی مقدمه پا در کفشمان کرد بی آنکه بپرسد دنیایمان حرفهایمان باورمان یکیست یا نه ؟ که بپرسد این من و تو ما می شود یا نه ؟ چه بی فکریست این عشق که نمی سنجد و بی مقدمه می آید و جا خوش می کند و می ماند چه دیوانه ایم من که پایِ این بی فکری می ایستم عاشقت می مانم و مسافری می شوم که...
  2. naight

    اشعار عادل دانتیسم

    به گمانم حواست به پاییز نیست به گمانم حواست به پاییز نیست به گمانم حواست به پاییز نیست آمده است.. خیالم راحت است که دیگر شمعدانی ها گل نمی دهند و من بهانه ای دارم که به دلم بگویم می خواست از این حوالی گذر کند دلم جان اما... آخر او تنها نشانه ی شمعدانی ها را دارد تو هم نگرانِ چیزی نباش...
  3. naight

    🔺️🔻 عکس نوشته ها

  4. naight

    محمد شمس لنگرودی

    پائيز جنون ادواری سال است پيرهنش را ريز ريز می‌كند در ملافه‌ای به سفيدی برف خواب می‌رود با انگشتانی كه از لبه تخت بيرون است
  5. naight

    محمد شمس لنگرودی

    ۱ نمی‌خواهم به درختی اندیشه کنم که کتابخانه از او ساختند و یک صندلیش منم. ۲ عمر نامه‌ئی است که به هم می‌نویسیم با نُک بال‌مان بر دریا. ۳ می‌سوزم سراپا و شمع‌ها روی میز تمام حواس‌شان به من است به سر انگشت‌های من که قطره‌قطره تمام می‌شوند. از کتاب لبخوانی های قزل آلای من
  6. naight

    محمد شمس لنگرودی

    1 باران صبح بر دفتر شعرم می‌بارد مِه بر کلماتم موج می‌زند می‌دانم زورقم سراسر روز سرگردان خواهد ماند.
  7. naight

    محمد شمس لنگرودی

    صبح آفتابي‌تان به‌خير گرگ برفي... صبح آفتابي‌تان به‌خير گرگ برفي... بگذار سنگی را ببوسم که دیگر سنگ‌ها را سوئی زد تا خون لورکا بر سینه‌ی او بریزد. بگذار لیموئی را ببوسم که رفت و در ترانه‌ی لورکا نامش را نوشت. بگذار جلیقه‌ی نازکی را ببوسم که گمان می‌کرد بر سینه‌ی گرمش ضد...
  8. naight

    محمد شمس لنگرودی

    از کتاب پنجاه و سه ترانه عاشقانه از کتاب پنجاه و سه ترانه عاشقانه نمی‌دانم باران چیست اندوه آب‌های سیاه را ندیده‌ام که به دریا می‌ریزند عطر شبانه‌ی ماه را نشنیده‌ام که یانیس ریتسوس در آتش شعرهایش می‌بویید و زخم شانه‌ی بایرون که شعله کشان از کرانه‌ی استانبول می‌گذشت نمی‌دانم سیبری تا...
  9. naight

    محمد شمس لنگرودی

    امشب دریاها سیاه‌اند باد زمزمه‌گر سیاه است پرنده و گیلاس‌ها سیاه‌اند دل من روشن است تو خواهی آمد شعری از کتاب 53 ترانه عاشقانه / شمس لنگرودی :gol:
  10. naight

    رسول یونان...شاعر آرامش

    قدم زدن در آسمان - ما هیچ راهی برای برگشت نداریم! - چرا؟ - مگه نمی بینی همه جارو مه گرفته! - ولی من برمی گردم! آدم لجباز و یک دنده ای بود. بقیه کوهنوردان مانعش نشدند. مرد کوله پشتی اش را برداشت و به راه افتاد. چند قدم که جلو رفت بی آنکه متوجه شود پا بر آسمان گذشت.
  11. naight

    رسول یونان...شاعر آرامش

    کلبه ای در مزرعه ی برفی کلبه ای در مزرعه ی برفی از داستان "ما از سونیا می ترسیدیم" بهزاد دو پایش را در یک کفش کرد و گفت: «می‌خواهم با او ازدواج کنم.» وقتی گفتیم سونیا اصلا وجود ندارد باور نکرد. با او جر و بحث نکردیم، گفتیم بالاخره متوجه می‌شود خودش را سر کار گذاشته است. اما کار بیخ...
  12. naight

    رسول یونان...شاعر آرامش

    آخرین کشتی امید چیز خوبی است مثل آخرین سکه مثل آخرین بلیط مثل آخرین گلوله مثل آخرین کشتی آخرین سکه نمی گذارد که غرورت بشکند آخرین بلیط نمی گذارد که نا امید از ترمینال ها برگردی آخرین گلوله نمی گذارد که سرباز اسیر شود کسی که امید دارد فقیر نیست همیشه چیزی دارد یادم رفت از آخرین کشتی بگویم...
  13. naight

    رسول یونان...شاعر آرامش

    من نمي‌توانم باور‌كنم. فكر مي‌كنم همه‌اش خواب مي‌بينم. آخر چه‌طور ممكن است؟ مگر مي‌شود از ديوارها عبور كرد، يا از آب گذشت و خيس نشد؟! ما تمام اين كارها را كرديم، حتي از كوه پرت شديم و خراشي بر نداشتيم. - احمق! ما مرده‌ايم. رسول يونان:gol:
  14. naight

    رسول یونان...شاعر آرامش

    به دور می رفتم... به دور می رفتم... به دور می رفتم به جستجوی راز جهان که دودکش خانه ات را دیدم نزدیک که شدم دریافتم آنچه به دنبالش بودم تویی زنی در سرزمینی برفی با گیسوانی بافته و آوازهایی که خواب خرسها را پر از کندوهای عسل می کرد اینجا فرود آمدم و برای بخاری ات هیزم جمع کردم...
  15. naight

    رضا کاظمی

    خسته بود پدر. خوابید وُ، خانه از آوازِ پرنده‌ها پُر شد:gol: 1 2 هیچ‌کس از آسمانِ گرفته توقعِ آفتاب نمی‌کند. با دلتنگی‌اَت کنار بیا مرد! 3 گس و شیرین، تو نوبرانه‌ی اناری حتا اگر میوه‌ی فصل دیگری باشی! 4 من، قایقِ شکسته‌ای برگشته از دریا تو، بندری...
  16. naight

    رد پای احساس ...

    حال دلم خیلی خرابه... هر تنــی شایـــــد بتونه ... . لذت بخش باشه ... . ولی ... .! هر شونه ای یا هربازویی که بتو نی سرتو روش بذاری عمــــــرا بتونه ... آرامش بخش باشه خیلی سخته بجای من یکی دیگه بهت بگه خانوم زندگیم ... اون کیه که مث من نازتو میکشه ... اون کی بود که ازمن عزیز تر شد...
  17. naight

    به نام زن... ♡

    بعد از جدایی .. بعد از اینکه جدا شدم فکر کردم خوب الان دلم میخواد چکار کنم؟ و رفتم سوشی خریدم.. مدتها بود دلم میخواست امتحانش کنم.. بعد سه بار در هفته کله جوش خوردم.. کتاب خوندم.. باخ گوش کردم .. رقص باله رفتم.. و تیاتر .. تشنه تیاتر بودم..بعد یادم اومد من هیچ وقت نیمرو دوست...
  18. naight

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    مسیر اشتباه مسیر اشتباه انگار از یکجا به بعد مسیر را اشتباه رفتیم. آنچه که در نقشه ها میدیدیم رسیدن به ساحلی امن و سرسبز و مطمئن بود اما هر چه که میرویم تنها همان تکرار مکرر موجهاییست که بر دیوار کشتی پوسیده ای میخورد که بزودی تار و پودش از هم جدا میشود... انگار گم شده ایم !!! نمیدانم هر...
  19. naight

    [دانلود تک آهنگ] - فصل پاییزی ...

    آهنگ مادر/ مجید خراطها آهنگ مادر/ مجید خراطها لحظه ی رفتن تو از خونه دستو پام لرزیدن سرد شدن جلو اشکامو گرفتم آخه به قول خودت یه پا مرد شدم تو که رفتی خونمون دلتنگه سقفمون یواشکی نم میده طفلی آینمون چقدر پیر شده از وقتی رفتنتو فهمیده خونه یک حس عجیبی داره گلدونارو آب دادم خشکیده شاخه هاش...
  20. naight

    [دانلود آهنگ ] - گل یخ

    چرا نمی رسی ... چرا نمی رسی ... مهدی یراحی /چرا نمى رسى لینک دانلود : http://dl.nicmusic.org/nicmusic/005/050/Mehdi%20Yarrahi%20-%20Chera%20Nemiresi.mp3 قرار بود پاییز برگردی گفتی که حالت باز خوب میشه من تو همون خیابون ایستادم کجایی پس داره غروب میشه میترسم از نگاه این مردم باید...
بالا