MisyoMasoud
پسندها
9,160

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • هربار که هوای رفتن به سرم می زند ،
    می روم ،
    در گوشه ای تنها می نشینم تا این سودا از خیالم بگذرد ...
    می دانم اگر بروم ،
    هرگز به اینجا بازنخواهم گشت ..

    { جمال ثریا }
    خانه های نیم ساز
    شهر را
    خسته می کنند ..
    عشق های ناتمام
    روح را ...

    { سیدعلی میرافضلی }
    خواهش میکنم
    ردیف اول.صندل سوم منظورتونه؟؟؟
    ب جوانی جویای نام :D
    مي ترسم از عشق
    از عشق ميترسم
    اين شعرهاي عاشقانه که مينويسم
    سوت زدنِ کودک است در تاريکي

    شهاب مقربين
    دست سردم
    از چه مي‌لرزي
    پنجره را ببند
    مداد را بردار
    دوباره شعرهاي عاشقانه بنويس
    نه
    اين زمستان
    از پنجره نيامده‌ است

    شهاب مقربين
    سال ها پیش ازین به من گفتی
    که «مرا هیچ دوست می داری؟»
    گونه ام گرم شد ز سرخی ی ِ شرم
    شاد و سرمست گفتمت «آری!»
    باز دیروز جهد می کردی
    که ز عهد قدیم یاد آرم.
    سرد و بی اعتنا تو را گفتم
    که «دگر دوستت نمی دارم!»
    ذره های تنم فغان کردند
    که، خدا را! دروغ می گوید
    جز تو نامی ز کس نمی آرد
    جز تو کامی ز کس نمی جوید.
    تا گلویم رسید فریادی
    کاین سخن در شمار باور نیست
    جز تو، دانند عالمی که مرا
    در دل و جان هوای دیگر نیست.
    لیک خاموش ماندم و آرام:
    ناله ها را شکسته در دل تنگ.
    تا تپش های دل نهان ماند،
    سینه ی خسته را فشرده به چنگ.
    در نگاهم شکفته بود این راز
    که «دلم کی ز مهر خالی بود؟»
    لیک تا پوشم از تو، دیده ی من
    برگلِ رنگ رنگِ قالی بود.
    «دوستت دارم و نمی گویم
    تا غرورم کشد به بیماری!
    زانکه می دانم این حقیقت را
    که دگر دوستم... نمی داری...»


    شاعر‌:سیمین بهبهانی
    نه بابا عشق کجا بود!!!؟
    عاشق بودم اصلا معنا نمیده!!چون عشق زمان نمیشناسه ک بگیم تو گذشته بوده والان نیست...و اگر اینجورهست قطعا اون عشق نیست

    وقتی یار نیس پس چجوری عاشقی؟:D:surprised:
    اینجور شعر گفتنا حس میخاد
    باید عاشق باشی تا بتونی شاعر باشی:D
    تو معلوم میشه عاشقی.خخخخ
    افرین چ خوش ذوق!
    چشم حتما میخونم!

    منم قدیما از این ذوق و شوقها داشتم...ولی همش ته کشید:D
    ازَت داشتم از رفتن
    با سِحرِ آوازهای نخوانده
    و نرمای ابرهای نباریده.
    اما، رفتی.

    از میان شکسته‌های آینه
    و تکه‌های آفتاب
    بر پلی از رنگین‌کمان گذشتی، رفتی.
    رفتی تا ماه، تا گل‌سرخ
    تا سِحرِ آواز پرنده‌ای که از دور تو را می‌خوانْد
    و من ماندم.

    ماندم در هراس آوازهایی
    که دیگر نمی‌بارند
    و ابرهایی
    که دیگر نمی‌خوانند!

    "رضا کاظمی"
    :gol:

    آهان پس اونجوری ....ممنون که زودی بهم جواب دادین ....از همصحبتی خیلی خوشحال شدم آقا مسعود ....:)
    خداروشکر .....تشکر منم به امید خدا خوبم ...
    آهان بسلامتی استفادش کنید پس من اونم ندارم :دی :D:biggrin:


    از شوخی گذشته یه فایلی داشتم ورژن 2013 میخواستم اونو برام توو ورژن پایین سیوش کنید که اونم نشد
    سلام آقا مسعود ....
    وقتتون بخیر ...خوب هستین؟؟
    آقا مسعود شما رو سیستمتون 3 دی مکس دارید؟؟؟ ورژن چنده ؟؟؟؟
    لطفآ زود جواب بدین فوریه
    اوهوم
    تا اونجا ک یادمه تمامش قشنگ بود.پس باید بهتون تبریک بگم.قلم خوبی دارید
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا