درد دل من را تو میدانی...
دلیلم را، هم...
زمانی گم میشوم که تو را نداشته باشم
زمانی ناامیدم که تو نباشی
زمانی میمیرم که ازمن ناامید شده باشی
و ...
حال
چقدرفاصله است میان من و زندگی و مرگ؟
کاش میشد...
اشفتگی دلم را بایادت ارام کن
درب خانه دلم را بازمیکنم تا به میهمانی اش بیایی
فقط زحمتش میشود باتو...
گردو غباری سی ساله بردر و دیوارش نشسته
پاکش میکنی؟
به میهمانی دلم بیا
امشب.........