شبگرد23
پسندها
11,121

ارسال های پروفایل ارسال ها درباره




  • در ایــــن دنیاے مجازی تــــلاشم بے فـــایده اســـت …
    هرچــــﮧ کلیک مے ڪــــنم لــــمس دستان تـــــو نمےشود …
    بــرای مــن.. مــهــر…
    در نــگــاه تــوســتــ..
    نــه اولــیــن مــاه پــایــیــز …
    آره عزیزم... تو که شبگردی ... فک نکنم اصلا بخوابی..
    شبت آروم
    باشه عزیزم
    شبت ستاره بارون منم off میشم
    دکترم گفته بخوابم...:smile: هرچند زیاد خوابم نمیاد ...
    نه سخت نیست ...تقریبا یک ماه هست که میرم
    ستیا رفته مسافرت نیستش پیشم
    بوسش میکنم دلم نمیاد گازش بگیرم
    عمو علیرضا با بچه ها درست رفتار کن :)
    من هنوز ستیا رو گاز نگرفتم یه بار که تو بغلم بود صورتمو گاز گرفت ... فرض کن اگه گازش بگیریم دیگه چی میشه!!!:redface:
    چه شبي است !

    چه لحظه‌هاي مهربان و لطيفي ،

    گويي در زير بارانِ نرم فرشتگان نشسته‌ام ....

    مي‌بارد و مي‌بارد و هر لحظه بيش‌تر نيرو مي‌گيرد !

    هر قطره‌اش فرشته‌اي است که از آسمان بر سرم فرود مي‌آيد ...

    خداست که دارد يک ريز ، غزل مي‌سرايد ؛

    غزل‌هاي عاشقانه‌ي مهربان و پر از نوازش ...

    هر قطره‌ي اين باران ،

    کلمه‌اي از آن سرودهاست ...
    میدونم چون همه ش اذیتش میکنی
    الانم واسه جورابش نقشه کشیدی...:smile:
    آره عزیزم میدونم دکتر و استاد محرم هستن:redface:
    الاهی
    عکسشو بعدا برام بفرست... سلاله رو میگم نه جورابشو
    بذار بچه جوراشو بپوشه
    جورابشو ازش بگیری باهات قهر میکنه ها...
    نه علیرضا هیچی نشده
    خوبم فقط
    خواستم دکترم خوشحال شه :redface:
    الاهی زود خوب شی عزیزم
    منم خوبم، عاااااااااااالی ...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا