شاید که باقی روز
این تلفن مدام زنگ بزند
و کسی گوشی را برندارد..
شاید این فنجان چای
سرد شود
باقی سیگارم را باد بکشد
زیرسیگاری پر شود از سری خاکستری
شاید آنها که مرا میبرند،
با خود بگویند: بدبخت
شعرش ناتمام ماند....
اما من
خوشبختتر از آنم که تمام شود همهچیز...
چیزهایی هست
بیرون از این شعر
و تو
فراموش نمیکنی
چهقدر
دوستت داشتهام....
این تلفن مدام زنگ بزند
و کسی گوشی را برندارد..
شاید این فنجان چای
سرد شود
باقی سیگارم را باد بکشد
زیرسیگاری پر شود از سری خاکستری
شاید آنها که مرا میبرند،
با خود بگویند: بدبخت
شعرش ناتمام ماند....
اما من
خوشبختتر از آنم که تمام شود همهچیز...
چیزهایی هست
بیرون از این شعر
و تو
فراموش نمیکنی
چهقدر
دوستت داشتهام....


بیشتر بخوابید

