درست مثل فنجان قهوه که ته می کشد...
پنجره کم کم از تصویر تو تهی می شود
حالا من مانده ام و پنجره ای خالی و فنجان قهوه ای
که از حرف های نگفته پشیمان است ...
گروس عبدالملکیان
پنجره کم کم از تصویر تو تهی می شود
حالا من مانده ام و پنجره ای خالی و فنجان قهوه ای
که از حرف های نگفته پشیمان است ...
گروس عبدالملکیان