شبگرد23
پسندها
11,121

ارسال های پروفایل ارسال ها درباره

  • لنگه های چوبی درب حیاطمان گرچه کهنه اند و جیرجیر می کنند

    ولی خوش به حالشان که لنگه ی همند...
    لنگه های چوبی درب حیاطمان گرچه کهنه اند و جیرجیر می کنند

    ولی خوش به حالشان که لنگه ی همند...
    بــی شــــکـــــ . . .

    جهــــان را بـــه عشــــق کســی آفـــریـــده اند

    چـــون مـــن کـــه آفـــریـــده ام از عشـــــق

    جهـــانی بـــرای تـــــو. . .
    سالهاست که مرده ام

    بی تو

    نه بوی خاک نجاتم داد،

    نه شمارش ستاره ها تسکینم...

    چرا صدایم کردی ؟

    چرا ؟
    شب در چشمان من است

    به سیاهی چشمهایم نگاه کن

    روز در چشمان من است

    به سفیدی چشمهایم نگاه کن

    شب و روز در چشمان من است

    به چشمهای من نگاه کن

    چشم اگر فرو بندم

    جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
    صـدای پای تو که می روی

    صـدای پای مــرگ که می آید . . . .

    دیـگر چـیـزی را نمی شنوم !
    هنو نیومدی؟ اوففففففففففففففففففففففففف من کلی کار انجام دادم اومدم اما باز نیستی:cry: خو من چی کار کنم میخوام باهات بحرفم علیرضا:crying2:

    به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی:

    اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده ...

    رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏بره و از میانشون می‏گذره از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی.

    مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره.

    شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش نکنی.

    اگر بتونی دیگری را همونطور که هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه.

    و خواهی فهمید که :
    همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.
    یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست.
    قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست.
    و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.
    بازم لاستی یادم رفت بگم جرا به وبلاگم سر نذدی کجل؟:cry:
    لاستی یادم رفت بگووممممممممممممممم بهاره هم خوفه سیلامت بوشی:redface:
    سیلام الحق که شبگردی برازنده خودت بس:razz:آخرين فعاليت6 ساعت پيش من باید اسمم بزارم روز گرد:biggrin:
    جینا بیجاره سعید؟:mad:
    از خداشم باشه دختر به این کدبانویی واز همه مهمتر خوشملی گیرش اومده تو که در جریانی من جقدر خاطر خواه سینه چاک داشتم:redface:
    دروغ میگم بگو دروغ میگه ...:whistle: میخوای نام ببرم واست؟:razz:
    تازشم شوبر داریم بیست بیست حرف نداره همه از خداشون جای سعید باشن والااااااااااااااااا:w25::w25:
    سلام شبگرد بازیگوش (((:)
    بله آخه قبلا شما بیشتر بودید. دختر شرقی هم بودند . اینطوری شد که سراغتونو گرفتم .
    شاد باشید همیشه:gol:
    سلام قراضه خوفم تو خوفی؟

    کجا بودی نبودی ؟ اصلا جینا نیستی:w00: خو ا نمیگی آدم ممکن واسه قراضه دلش تنگ بشه قراضه:w38:
    این روزها “بــی” در دنیای من غوغا میکند!
    بــی‌کس ، بــی‌مار ، بــی‌زار ، بــی‌چاره بــی‌تاب ، بــی‌دار ، بــی‌یار ،
    بــی‌دل ، بـی‌ریخت،بــی‌صدا ، بــی‌جان ، بــی‌نوابــی‌حس ، بــی‌عقل ، بــی‌خبر ، بـی‌نشان ، بــی‌بال ، بــی‌وفا ، بــی‌کلام
    ،بــی‌جواب ، بــی‌شمار ، بــی‌نفس ، بــی‌هوا ، بــی‌خود،بــی‌داد ، بــی‌روح
    ، بــی‌هدف ، بــی‌راه ، بــی‌همزبان
    بــی‌تو بــی‌تو بــی‌تو……
    شــیـریــن تـَریــن گـُـنــاه ِ مـَـنـی . . .

    از تــُــ♥ـــو
    بـِهـ خـــُــدا هـَم پـَنـاه نـِمـی بــَـرَم !





    پسر به دختر :
    اعتمادتو به من ثابت کن...

    همان لحظه دختر خود را عریان و لخت مادر زاد کرد!

    دختر به پسر :
    حال تو اعتمادتو به من ثابت کن...

    پسر با رویی خندان تمام لباس هایش را تنش کرد!

    یادمان باشد وقتی میگوییم تا آخرش هستیم ،

    آخرش بستن کمربندمان نباشد.
    ماه که از راه می رسه با پای خسته‎
    يه کسی تو دشت دريا، قاطی آبی ها نشسته‎
    موج زده از ته مرداب، صورت آبی مهتاب‎
    عکس آسمونی تو، همه چين خورده شکسته‎
    همه جا خلوت و خالیست مثل عاشقی که ‏تنهاست‎
    بی کسه، دلش گرفته، قطره ای که غرق ‏درياست‎...‎

    :gol:
    وقتــــــــی باران می بارد
    هوایم رو به راه توســت .....
    امروز هوایم ، هوای توست!

    :gol:
    من « ارگ بم » و خشت به خشتم متلاشی
    تو « نقش جهان »، هر وجبت ترمه و کاشی
    این تاول و تب‌خال و دهان سوختگی‌ها
    از آه زیاد است، نه از خوردن آشی
    از تُنگ پریدیم به امید رهایی
    ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی
    یک بار شده بر جگرم زخم نکاری؟
    یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟
    هر بار دلم رفت و نگاهی به تو کردم
    بر گونه‌ی سرخابی‌ات افتاد خراشی
    از شوق هم‌آغوشی و از حسرت دیدار
    بایست بمیریم چه باشی چه نباشی

    :gol:
    ممنونم. این هم درسته. شعراشون رو دوست دارم.
    شعر شما هم آرامشبخش هست. خیلی خوب انتخاب میکنید .:gol:
    به بودن ها دیر عادت کن و به نبودن ها زود…
    آدم ها نبودن را بهتر بلدند

    به این گفته اعتقاد دارید؟
    عذر می خوام. اینترنت قطع شده بود و سرعتش هم الآن کم شده. بله مثل قهوه مختصره و هر چه تلخ تر ، خوش طعم تر !
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا