negin jo0on
پسندها
4,341

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • سال1391کم کم داره تموم میشه، یادت باشه زندگی کوتاهه،صادقانه عاشق باش وبدون کنترل بخند ،اینو به کسانی که دوستشون داری ونمیخوای درسال1392 ازدستشون بدی بفرست. دوستون دارم و نمیخوام ازدستتون بدم
    تاپیک: گفتگوی معماری شماره 6 : کپی کاری در معماری !!
    هواي خوب
    مثل
    زن خوب است
    هميشه نيست
    زماني كه هم است
    ديرپا نيست.

    مرد اما
    پايدار تر است.
    اگر بد باشد
    مي تواند مدت ها بد بماند
    و اگر خوب باشد
    به اين زودي بد نمي شود.

    اما زن عوض مي شود
    با
    بچه
    سن
    رژيم
    حرف
    ماه
    بود و نبود آفتاب
    وقت خوش.

    زن را بايد پرستاري كرد
    با عشق.
    حال آن كه مرد
    مي تواند نيرومند تر شود
    اگر به او نفرت بورزند!

    چارلز بوکوفسکی
    مخلص دوست آرشیتکت ، حالا این سریاله چی هس دنبالش را افتادی ...
    ولی بازم میشه خان شد منتها از یه جور دیگش خواستن توانستن است ، با شرط اتحاد میشه تحریم رو متلاشی کرد ، دسته آخری که رفتیم پیکنیک با میراث فرهنگی یه کانال زدیم ، با بودجه خوده اونا ، ترکیبی و مولتی زدیم به سیم آخر ، آخرشم ستون پنجمه کار خودش رو کرد کشید به حراست دانشگا و اینا ولی باز با رابطه و کانالای زیر زمینی قضیه حل شد ، اخ جوونا دلشون پاکه ... فقط به فضای فکری آزاد نیاز دارن در غیر این صورت نمیتونن خوب و بد رو از هم تشخیص بدن ( به قول پیر نشینای ما دو شاخ بز رو نمیتونن از هم جدا کنن ) بد هی دسته گل میگیرن نمیدونن چیکارش کنن میدنش به آب در صورتی که باید بذارنش رو دوشاخ بز... :smoke:
    آخ آخ آخ واسه خاطرات دوران جاهلی ، الان که دیگه داریم مهندس میشیم واینا ، احتمالا دیگه نصیب نشه ، توصیه میکنیم به ورودیای پایین تر ...
    آره اینجا هم پانتو میم بود زاپاس اتوبوس تو کف ماشین بود خیلی کمک کرد ، یشت دستی هم داشتیم ، اخرش دیگه کردی و کشتی و بندری ...
    اوه مای گاد ، پس از بعده اون قضیه دانشگاه حکم جدایی لازم کرد نه ، البت اسمش اردوی علمیه، ولی کلیتش پیکنیکه ، اینجا ما دو دس ورق داشتیم خودمون بازی میکردیم ولی ورق خانومارو یه دست بردشون رو قاپیدیم دیگه نتونستن بازی کنن ، ای دلم خنک شد ، نزدیکای شهر گذاشتیم رو صندلیشون
    اوکی پس در جریانی ، الان که دم دمای بهاره خبری از گرما نیس ، شیطون که آره همونا زدن خراب کردن ، گفتن شاید نماینده حراست خوابید ، ما نمیتونیم ریسک کنیم و...
    اینجا هم تا ترم 4 باهم میرفتیم ولی دیگه تبصره مصوب شده نمیذارن ، دیگه گفتن گلا از غنچه گلا جدا بشن ، این طوری خیلی باغچمون بی رخت شد... :w05:
    بازم به مرام شما ، البت یکی از بچه های معماری اونجا از بچه های دیار خودمون بود ، دیگه پارتی واینا ...
    هر ترم یکی دبار میایم اونجا واسه گرفتن خدمات و خرید واینا ، ولی نشد دباره یه سر بهشون بزنیم ، اخه نه اینکه معماریمون یه نمه گل کرده بی صفات شدیم ، دیگه مخوای بریم یزد آخه خواهر خودم اونجا ارشد میخونه داش احسان هم که کارشناسی ... گفتیم اونجا هم سفره پهن کنیم...
    انشالا اونو هم میری ، شاید تو ارشد یه ضیافتی داشتین ، راستی ترم دو بودیم با سه تا از بچه های دیگه اومییم شیراز جوون دوروز موندیم دنبال یه بنای شاخصی میگشتیم واسه تحلیل ، که آخرش زیتون فارس رو انتخاب کریم ، یه سر هم به بچه های مفتح دانشگاه دولتی و دانشگاه قا آنی زیدیم ، بچه های دولتی خیلی کمکمون کردن اون ترم ، اگه ارشد باهم افتادیم جاتو خالی میذارم خوفه....
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا