شبگرد23
پسندها
11,121

ارسال های پروفایل ارسال ها درباره

  • من فرستادم نمیدونم دیگه چرا نیومد
    شب بخیر
    مرسی همچنین
    علیرضا ببیبن جواب نمیدی من رفتم دیگه جدی حالم بده بای
    اه من باید برم همش کار پیش میاد توهم که جواب ندادی شبت بخیر بیریخت زشت سیبیلو
    ...شايد محال نيست
    آن کس که درد عشق بداند
    اشکي بر اين سخن بفشاند
    اين سان که ذره هاي دل بيقرار من
    سر در کمند عشق تو، جان در هواي توست
    شايد محال نيست که بعد از هزار سال
    روزي غبار مارا ، آشفته پوي باد
    در دوردست دشتي از ديده ها نهان
    بر برگ ارغواني
    پيچيده با خزان
    يا پاي جويباري
    چون اشک ما روان
    پهلوي يکدگر بنشاند
    ما را به يکدگر برساند
    فریدون مشیری
    خیلـــی کـــه دلتنگــــــــ میشـــم

    بــه آسمـــون نگـــاه میکنــــم!

    دلــــم قـــرص میشـــــه کـــه

    تــــو هـــم زیـــر همیـــن سقفــــی...!

    همیشــــه بــرایـــم ســوال استـــــــــ :

    اگــــــر قــــــــرار بــــــود

    روزی او را نــــــداشتـــه بــاشـــم،

    چــرا خـــدا خــــواستــــــــــــ

    کـــه دوستــــش داشتــــه بـــاشـــم؟!!
    هنگ کرده.دیگه اعصابمو خورد کرده.
    فکر کنم پیامام نیومده برات:(
    حتی اگر
    يك در ميان
    به خاطرت بيايم
    تو،
    سطر پيوسته‌ي شعرهاي مني
    در روزهاي دغدغه
    ـ مثل نكته‌اي ظريف و ملوس ـ
    جاهاي خالي‌ام را پر مي‌كني.
    حالا
    فرقي نمي‌كند كجا باشم
    چه بپوشم
    با اين همه
    وقتي مي‌گويم:«دوستت دارم»
    يعني هميشه ،
    حتی ساعت‌هاي غيراداري.
    و روزهاي تعطيل!
    مرسی خوبم اره دیگه باز کردم تا دوستان راحت باشن
    راستی بهت گفتم یکسری از نوشته هام به یه جایی فرستادم دیروز برام ایمیل زدن که براشون باز هم بفرستم فقط یه سوال مجله ها به هر کی نوشته بدن اجازه میدن بفرستن یا اینکه اونایی که مناسب میدونن
    سلام خوبی خسته نباشی
    ببخش دیگه یه مدت شبها نمیام که باهات همراهی کنم هر وقت تونستم شبها میام
    دلتنگـی ؛
    پیچیــده نیســت...
    یک دل..
    یک آسمان..
    یــک بغــض
    و آرزوهــای تـَـرک خـورده !
    به همین ســادگـی ...!
    سکوت که می کنی
    وزن جهان را تنها به دوش می کشم!
    و کم که می آورم
    زمین آنقدر کند می چرخد
    که تو توی تقویم می ماسی
    و من
    آونگ می مانم
    بین حقیقتِ تو
    و افسانه ای که از تو در سرم دارم!
    سکوت که می کنی
    شب پشتِ پلک های سکوت
    حتم می کند که تو هم تنهایی!
    منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست
    شاید این آخرین باره که ای احساس زیبا هست
    منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم
    اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم


    گفتی دوستت دارم و رفتی . من حیرت کردم.
    از دور سایه هایی غریب می آمد
    بند بند وجودمــــ ـــ ـ ..


    بـه بند بند وجود تــو بستــه استـــــ ــــ ـ


    با این همه بنــدچه قـــــ ـــ ـدر از هم دوریـــــــ ــــ ـم" ..


    نـــــه نــــام . . .!!


    نـــــه چــــــــهره . . .!!


    نـــــه اثر انگـــــشت . . .!!


    آدم ها را از طرز " آه " کشیدن ‌شان بشناسید...!!
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا