دختر شرقی
پسندها
5,930

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • همه جوره پایه م...

    من فسخلم تو چیییییی؟!مگه دستِ خودشه باهام را نیاد؟!

    تو چه میکنی؟!
    هي واي نه ديگه صپيد كوچولو بهت ميادا:d
    هي واي سرما به سنگ اين زمانه شكسته هست ثپيد جان:w05::d
    مرسي تو هم همينطور دختر كوچولو:surprised::d
    اهوم اره باو دل شكستن كه هييييييييييييييي:w05:
    اهوم راحت باش مال خودته بشكن:d
    سلام خوبی عزیزم
    ببخش مهندس من مزاحمت میشم من دنبال عکس از بیمارستان می گردم شما نمی تونید کمکم کنید هرچی می گردم اونایی که می خوام پیدا نمی کنم من این ترم طراحی بیمارستان دارم
    واووووووو سپيد چقد اين عروسه رو دوس دارم... همه عكسات قشنگه ولي اين يه چي ديه اس اصن ها
    خودشو ... لباسشو ... استايلشو ... دسته گلشو... تور پشت سرشو ... مدل عكس گرفتنشو ... كفششو ... اون گل رو كمر لباسشو...

    سپيــــــــــــــــــــــــــــــــــــد من زن موخوام :دي
    سلام سپیدو بیریختو
    خوبیو؟
    چه خبریووو؟
    مقسی واسه عکسا، کاملش رو تو پروف مریم دیدم :دییییییییییییییییییییییی
    ممنون بابت عکس پر معنات...واقعا نمیدونم چی بگم:gol:
    سیلام شرخی جونم....

    تقدیم به همکاریـــِ ددی ام...

    رو عکسش کلیک کن :دی

    از شب ريشه سر چشمه گرفتم ، و به گرداب آفتاب ريختم‌.
    بي پروا بودم : دريچه ام را به سنگ گشودم‌.


    مغاك جنبش را زيستم‌.
    هشياري ام شب را نشكافت‌، روشني ام روشن نكرد:
    من ترا زيستم‌، شتاب دور دست‌!
    رها كردم‌، تا ريزش نور ، شب را بر رفتارم بلغزاند.
    بيداري ام سر بسته ماند : من خوابگرد راه تماشا بودم‌.
    و هميشه كسي از باغ آمد ، و مرا نوبر وحشت هديه كرد.
    و هميشه خوشه چيني از راهم گذشت ، و كنار من خوشه راز
    از دستش لغزيد.
    و هميشه من ماندم و تاريك بزرگ ، من ماندم و همهمه
    آفتاب‌.
    و از سفر آفتاب‌، سرشار از تاريكي نور آمده ام‌:
    سايه تر شده ام
    وسايه وار بر لب روشني ايستاده ام‌.
    شب مي شكافد ، لبخند مي شكفد، زمين بيدار مي شود.
    صبح از سفال آسمان مي تراود.
    و شاخه شبانه انديشه من بر پرتگاه زمان خم مي شود.
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا