تو چه میدونی کار من به خودکشی هم رسیده!!
این مدت هم که نبودم تو بیمارستان روانی ذنجیر بسته بودن به دستو پام!
آخه هر پسری از جفتم ردمیشد با تیزی تیکه تیکه اش می کردم !
یه چند تایی هم رفتن اون دنیا
ولی تو نگران نباش الان حالم خوب شده!
این مدت هم که نبودم تو بیمارستان روانی ذنجیر بسته بودن به دستو پام!
آخه هر پسری از جفتم ردمیشد با تیزی تیکه تیکه اش می کردم !

یه چند تایی هم رفتن اون دنیا

ولی تو نگران نباش الان حالم خوب شده!







