salvador Jul 29, 2012 پنجره دیشب میان من وپنجره قرص ماه بود قصّه ی تــو بود واشک و آه بود عکس روی تو می سرودم انگار گاهی چه کنم ؟ گدای قافیه از بیت شاه بود فلسفه کور بود در منطق شعور تو آه ... بیچاره این من و این دل بی پناه بود!
پنجره دیشب میان من وپنجره قرص ماه بود قصّه ی تــو بود واشک و آه بود عکس روی تو می سرودم انگار گاهی چه کنم ؟ گدای قافیه از بیت شاه بود فلسفه کور بود در منطق شعور تو آه ... بیچاره این من و این دل بی پناه بود!
salvador Jul 26, 2012 باوشه آبیش محیا من با اجازه برم دیگه.شبت خوش و خرم و التماس دعا برا این روزها و شبها