دکتر مهدیه
پسندها
1,972

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • افرین خوشم میاد ازت که نمیزاری استعدادامو ن کور شه:surprised: خوب کردی کجا بهتر از ما پیدا کننن؟ با این همه هوش و تجربه و مهارت:eek:
    سلام بر مهدیه جون
    خوبی عزیز؟
    شرمنده تو این مدت سرم خیلی شلوغ بود نتونستم جواب بدم به خاطر مطالبی که فرستادی ممنون ،عالی بود
    در ضمن با این که خیلی از وقتش گذشته ولی روز شمام مبارک:gol:
    ترکه داشته با خره فوتبال بازی میکرده
    بهش میگن چرا داری با خر فوتبال بازی میکنی؟
    میگه همچین خرم نیس،2-0 جلو:w35:
    ای بترکی:w29:

    خو بیا اونجا
    کنتر که نمیندازه
    {{منم به خاطر حمایت از مردم مظلومه افغانستان
    زیاد تو این سایت لینک نمیذارم.میام فقط به رفقا سر میزنمو یه مطلب میذارم که حال مدیر گرفته شه و والسلام.............
    سلام دکتر ؛

    خوبی؟

    سحر بخیر ؛ :gol:

    لطف داری ؛ صبح که خوندمش ، بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم ؛ اول ِ نوشته هم توضیح دادم که جریان چیه؛

    خوشحالم که با استقبال بچه ها روبرو شد و پسندیدن ؛

    امیدوارم یاد بگیریم...:gol:
    نه بابا چیز مهمی نیست
    کاملا طبیعیه:D
    همه این دوران رو تجربه میکنن
    روز خوبی داشته باشی دوست عزیزم
    فعلا بای
    سلااااااااااااام سلااااااااااااااام
    صبح بخیر.خانوم دکتر شب زنده دار:biggrin:
    دکتر جان به پایان آمد این گفتگو اما ناگفته هم چنان باقیست:D
    عزیز من دیگه چشام تار مبینه برم یه کم بهشون استراحت بدم:D
    خوشحال شدم از بودنتون و خدا نگهدارتون:gol:
    امروز نوشتم دیروزم نوشتم :D...
    اشکال نداره انشاالله فردا شب براتون میفرستم...
    بیشتر وقتا وقتی میرم دانشگاه تو راه رفتن یا تو ماشین شعرا میان تو ذهنم اون موقعا هم که نمیشه نوشته شون بعدم همیشه قشنگاش یادم میره:cry:
    منظره رو به پنجره اتاقم :D
    حتما برام ایمیل کنید دوس دارم ببینمه شون:redface:
    راستی دکتر جان حال شعرامو نمی پرسی؟:D
    چند روز پیش شهرمون که بارون بارید از بارون ورعد برق فیلم گرفتم ولی هنوز لحظه هاشو فرصت نکردم جدا کنم به عنوان عکس
    ولی اینم یکی از عکس های هستش که موقع ابری بودن هوا گرفتم
    ممنون دکتر جان همین گل برام کافیه ..
    من عاشق وگل وطبیعت ودشت وچمن و هرچی به اینا ربط داشته باشه هستم
    کلا از زندگی که به دور از زندگی شهری باشه خوشم میاد :D
    باز آى كه چون برگ خزانم رخ زردى ست
    با ياد تو دم ساز دل من دم سردى‌ست
    گر رو به تو آورده ام از روى ‌نيازى ست
    ور درد سرى ‌مى‌دهمت از سر دردى ست
    از راهروان سفر عشق در اين دشت
    گلگونه سرشكى ست اگر راه نوردى‌ست
    در عرصه ى‌انديشه ى‌ من با كه توان گفت
    سرگشته چه فريادى‌ و خونين چه نبردى‌ست
    غم خوار به جز درد و،وفادار به جز درد
    جز درد كه دانست كه اين مرد چه مردى‌ست
    از درد سخن گفتن و، از درد شنيدن
    با مردم بى درد ندانى كه چه دردى‌ست
    چون جام شفق موج زند خون به دل من
    با اين همه دور از تو مرا چهره ى‌زردى ست
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا