دکتر مهدیه
پسندها
1,972

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • خـیــــانــتــ هــمه را از پـا می انـــدازد ... از خــــــدا کـه قــوی تـر نـــیـستیـم !!! ... بـــبـیـن خـــیانـتــ شـیـــطان بـا او چـه کــــرده اسـتــ ، کـــه ایــن طــور بـی خـــیال هـمه ی دنــــیا شـده استــ
    وقـت هـائـی هست که جـز بـه بـودنــت دلـم رضـایـت نـمی دهــد حـالـا مـن از کجـا بـیـاورمـت ؟!
    بی انکه بخواهـــــم تمـــام شدیــــ


    همانــــطورکه بی انــکه بخواهمـــــ


    تمــــام من شده بودیــــــ ...
    خواستن همیشه توانستن نیست...
    گاهی خواستن داغ بزرگی است که تا ابد بر دلت می ماند
    وقتی مرگ تو را پس میزند
    و زندگی، راهت نمیدهد،
    وقتی نبود کسی،بودنت را نیشخند میکند،
    وقتی نمیفهمی و نمیفهمند،
    وقتی سلام ها،بیمارند و خداحافظی ها،بی خدا...
    معما دیگر حل شده...
    تو... اهل اینجا... نیستی!
    وقتی مرگ تو را پس میزند
    و زندگی، راهت نمیدهد،
    وقتی نبود کسی،بودنت را نیشخند میکند،
    وقتی نمیفهمی و نمیفهمند،
    وقتی سلام ها،بیمارند و خداحافظی ها،بی خدا...
    معما دیگر حل شده...
    تو... اهل اینجا... نیستی!
    مرا خط نزن ..
    .
    .
    .
    .
    ......من بی نقطه ، بی حرف ، بی صدا ، بی هیچ ..
    هیچ هیچ !
    .
    بگذار هیچ بمانم ..
    اما ،
    مرا خط نزن !
    و زنــدگـی




    چــیزی کـــم دارد ..




    شــایـد ،




    یـک بـــهانـه !




    که یک نـــفر




    یک بار بگویـد :




    دوستت دارم ..
    زنگ انشا , بعد از عید:


    تعطیلات خود را چگونه گذرانده اید؟


    به نام خدا ، بی او ، با سیگار ...
    آن كس كه قلب خاكي اش را سنگفرش قدمهايت ميكند...


    "منم"
    تا همین چند وقت پیش این من بودم كه غصه می خوردم ،....


    حالا غصه هایم انقدر زیاد شدن كه انها دارند مرا می خورند!
    تمام ِ من از آن ِ توست ،
    تو را نمیدانم ...
    کاش !
    سهم ِ آدم ها از هم
    عادلانه بود
    به نفس های به شمار افتاده ام
    در پس سکوت بی انتهای شب
    سوگند
    من ماه هاست
    خواب را
    ...به لحظه های
    خیالی تماشای
    چشمان تو فروخته ام
    آدما یه تیکه سنگن


    همه نامرد و دورنگن


    می گن هستیم تا به آخر


    اول جاده می لنگن
    مردم همه تو را به خدا سوگند می دهند، اما برای من تو آن همیشه ای که خدا را به تو سوگند می دهم...
    اين که نامش زندگی است، من را کشت. . .


    مانده ام!


    آنکه نامش مرگ است با من چه ميکند!
    خواهش میکنم.
    گفته بودی تو لیست دوستات نبودم من هم فراموش کرده بودم .
    راستی شما چرا درخواست نداده بودی ؟ ایشاا... دوست خوبی باشم.:gol:
    تو که میدانستی با چه اشتیاقی…
    خودم را قسمت میکنم…پس چرا …
    زودتر از تکه تکه شدنم…جوابم نکردی…
    برای خداحافظی …
    خیلی دیر بود…
    خیلی دیر !!
    سلام خانمی
    چرا باید به چند تا شرکت سر میزدی ؟ خیره ایشاا...
    من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم


    و به اندازه هر برق نگاهت نگران ،


    تو به اندازه "تنهایی" من شاد بمان
    پروردگارا...

    به من بیاموز ، دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند

    کریه کنم برای کسانی که هیچگاه غم مرا نخوردند

    لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند

    و عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند . . .

    :gol:
    یه لحظه هايي تو زندگي هست که سرجمع دو دقيقه هم نبوده امّا يه عمره "يادش" داره ما رو "داغون" ميکنه !
    از گـونـه هـای ِ من


    گلـی نمـی شکــفد ..


    بــا ایـن بـــاران هـای ِ شــور !!
    جــایـی ســراغ داری


    بـــرای ِ آرام گــرفتن ..


    مثـل ِ آغـوش ِ خــودت !!!


    سُــراغ داری !؟
    ....
    یعنی اخراج شدم رفت
    تو را زمانی از دست دادم
    كه میان روزمرگی هایت گم شدم
    و تو فرصت آن را نداشتی
    كه دلتنگم باشی
    عجب از من
    تمام دلمشغولی ام تو بودی
    تمامی دقایقم با تو می گذشت
    در لابه لای دفتر خاطراتت به دنبال خود گشتم
    نبودم
    هیچ صفحه ای نشان از من نداشت
    برگه های خالی بسیار بودند
    پاك شده بودم
    از صفحه زندگی ات
    اگـر باورت قدر دوست داشتنم بود


    ســــــالها پیش


    بــــــاورم میــکردی...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا