♥@SH!M♥
پسندها
10,494

ارسال های پروفایل ارسال ها درباره

  • اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
    دل من داند و من دانم و داند دل من
    آقا اجازه! خسته ام از اين همه فريب،
    آقا اجازه! پنجره ها سنگ گشته اند،
    آقا اجازه! باز به من طعنه مى زنند
    (شيرين)ى وجود مرا (تلخ) مى کنند
    آقا اجازه! (گندم) و(حوا) بهانه بود،
    باشد! سکوت مى کنم اما خودت ببين..!



    از هاى وهوى مردم اين شهر نا نجيب.
    ديوارهاى سنگى از کوچه بى نصيب.
    عاشق نديده هاى پر از نفرت رقيب.
    (فرهاد)هاى کينه پرست پر از فريب!
    (آدم) نمى شويم! بيا: ماجراى (سيب)!
    آقا اجازه! منتظرند اينهمه غريب....
    سینه خواهم شرحه شرحه از فراق ***********تا بگویم شرح درد اشتیاق


    هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ********** باز جوید روزگار وصل خویش


    من به هر جمعیتی نالان شدم ************** جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم


    هرکسی از ظن خود شد یار من*********** از درون من نجست اسرار من


    سر من از نالهٔ من دور نیست**************** لیک چشم و گوش را آن نور نیست


    تن ز جان و جان ز تن مستور نیست************ لیک کس را دید جان دستور نیست
    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/361563-پرس-و-جوی-مکان-های-مسافرتی-و-تفریحی-ایران-و-خارج-از-ایران
    وقتي سگها در بيابان از گرگها رشوه مي گيرند
    و مترسكها در مزارع با كلاغها تباني مي كنند
    از وفاداري آدمها چه انتظاريست...
    مرسی شیما جان . خیلی دوست داشتم کمکت کنم اما در این زمینه تخصصی ندارم .
    مرسی منم خوبم . از من هم خیلی خیلی کار داره . اما یه پروژه توپ میشه . ایشا ... که درست میشه و تو هم یه پروژه عالی تحویل می دی.
    مرسی گلم
    واقعا شعرات قشنگ بود
    مخصوصا آخری که راجب عشق بود
    شاه باشی عشق ماتت میکند ...
    من كه گفتم این بهارافسردنی است
    من كه گفتم این پرستومردنی است
    من كه گفتم اى دل بی بندوبار
    عشق یعنی رنج،یعنی انتظار
    عشق خونت رادواتت میكند
    شاه باشی عشق ماتت میكند
    آه عجب كارى به دستم داددل
    هم شكست وهم شكستم داددل
    من پذیرفتم شکست خویش را
    پندهای عقل دور اندیش را
    من پذیرفتم که عشق افسانه است
    این دل درد آشنا دیوانه است
    می روم شاید فراموشت کنم
    با فراموشی هم آغوشت کنم
    می روم از رفتنم دل شاد باش
    از عذاب دیدنم آزاد باش
    گرچه تو تنهاتراز ما می روی
    آرزو دارم ولی عاشق شوی
    آرزو دارم بفهمی درد را
    تلخی برخوردهای سرد را
    و من

    ابتدای جنون را

    از انتهای فصل معصومانه چشمان تو از سر گرفتم

    از ابتدای فصل مرگ اقاقی باغچه

    و درخت اقاقی پژمرد

    تاب نیاورد دوری نگاهت را

    در این فصل بدنبال تو میگردم

    ای معصومانه غمگین
    تو مهربان تر از آنی که فکر می کردم
    درست مثل همانی که فکر می کردم


    شبیه ... ساده بگویم کسی شبیهت نیست
    هنوز هم تو چنانی که فکر می کردم


    تو جان شعر منی و جهان چشمانم
    مبادا بی تو جهانی که فکر می کردم


    تمام دلخوشی لحظه های من از توست
    تو آن آن زمانی که فکر می کردم


    درست مثل همانی که در پی ات بودم
    درست مثل همانی که فکر می کردم
    تو دور می شوی...

    من گام می زنم اما به تو نمی رسم!

    خسته می شوم، زانو می زنم:

    بایـــــــــست!!!

    بی خیال بی خیال عبور می کنی...

    دستانم را دراز می کنم...

    اما تو...

    لای هجوم تنهایی های من محو می شوی...

    و من می مانم و پاهایی که نای رفتن و ماندنشان توامان نیست...

    نمی مانم

    اما بی تو...
    مرسی آبجی
    چشمات قشنگ و شیک میبینه
    منم الاف میگردم حوصله ام سر نره!!!!!!!!!
    ممنونم از لطفت
    به خوشی شما
    چکارا میکنی؟
    روز هجران و شب فرقت يار آخر شد...زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد
    آن همه ناز و تنعم که خزان مي فرمود...عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
    شکر ايزد که به اقبال کله گوشه گل...نخوت باد دي و شوکت خار آخر شد
    صبح اميد که بد معتکف پرده غيب...گو برون آي که کار شب تار آخر شد
    دوستی با شما مایه مباهاته !
    منم شوخی کردم (لازم نیس چشتون رو تو آب ولرم باز و بسته کنین)
    از بین 7 تا پیامی که برای من فرستادن غیر از اون یکی که خودم برای خودم فرستادم نصفش به این نکته که اسمم جالبه اشاره کردن واقعا وقتی دوباره این جمله رو می بینم عقل از سرم می پره :D
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا