♥@SH!M♥
پسندها
10,124

ارسال های پروفایل ارسال ها درباره

  • همه همینو میگن شیما خانوم امیدوارم حالتون حسابی خوب باشه هرجا که هستین
    تن ادمی شریف است به جان ادمیت

    نه همین لباس زیباست نشان ادمیت

    اگر ادمی به چشم است و دهان و گوش و بینی

    چه میان نقش دیوار و میان ادمیت؟

    خورو خواب و خشم و شهوت شعب است و جهل و ظلمت

    حیوان خبر ندارد زجان ادمیت

    به حقیقت ادمی باش وگرنه مرغ باشد

    که همین سخن بگوید به زبان ادمیت

    مگر ادمی نبودی که اسیر دیو ماندی؟

    که فرشته ره ندارد به مکان ادمیت

    رسد ادمی به جائی که بجز خدا نبیند

    بنگر که تا چه حد است مکان ادمیت

    طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت

    به درای تا ببینی طیران ادمیت

    نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم

    هم از ادمی شنیدم بیان ادمیت
    به نام اون کسی که می پرستی

    تو رو دوست دارمت هر جا که هستی

    نباشم زنده اون روز رو ببینم

    شکستی عهدی که با من تو بستی

    منم و یه دل عاشق توی غربت و تنهایی

    شب من شب بی فرداست تو یه نوری و رویایی

    توی چشم تو می بینم غم عشق و پشیمونی

    بگو با یه دل عاشق کی میایی و می مونی

    تو گفتی روی بال عشق سفر کردی

    کبوترهای عاشق رو خبر کردی

    نگفتی از من لیلای بی مجنون

    چه دیدی که از من و عشقم حذر کردی

    لبالب از صداقتی لبریزه از محبتی

    ناجی قلب عاشقم تا مرز بی نهایتی

    تو از کدوم قبله ی عشق به دیدن من اومدی

    با شعله ی کدوم نگاه آتیش به جون من زدی

    باور بکن تنها تویی بود و نبودم

    به خاطر تو می زنه نبض وجودم.
    سیلام شیما خانم...مرسییییییی خوبم....نه واقعیتش تا الان ندیدم!!!جعبه دریافتی پیام خصوصیتون پره...به همین خاطر اینجا جواب دادم!
    آبجی شیما اگه دیگه منا ندیدی خوبی و بدی ازم دیدی حلالم کن دیگه شاید نیام باشگاه تا چند ماه . روز های خوبی داشته باشیو موفق باشی.
    ياد باد آن که ز ما وقت سفر ياد نکرد...به وداعي دل غمديده ما شاد نکرد........
    این جا کسی است پنهان دامان من گرفته.........خود را سپس کشیده پیشان من گرفته
    این جا کسی است پنهان چون جان و خوشتر از جان..باغی به من نموده ایوان من گرفته
    این جا کسی است پنهان همچون خیال در دل..............اما فروغ رویش ارکان من گرفته
    این جا کسی است پنهان مانند قند در نی.........شیرین شکرفروشی دکان من گرفته
    جادو و چشم بندی چشم کسش نبیند........سوداگری است موزون میزان من گرفته
    چون گلشکر من و او در همدگر سرشته.............من خوی او گرفته او آن من گرفته
    در چشم من نیاید خوبان جمله عالم...............بنگر خیال خوبش مژگان من گرفته
    من خسته گرد عالم درمان ز کس ندیدم...........تا درد عشق دیدم درمان من گرفته
    تو نیز دل کبابی درمان ز درد یابی......................گر گرد درد گردی فرمان من گرفته
    در بحر ناامیدی از خود طمع بریدی....................زین بحر سر برآری مرجان من گرفته
    بشکن طلسم صورت بگشای چشم سیرت.......تا شرق و غرب بینی سلطان من گرفته
    ساقی غیب بینی پیدا سلام کرده.......................پیمانه جام کرده پیمان من گرفته
    من دامنش کشیده کای نوح روح دیده..........از گریه عالمی بین طوفان من گرفته
    تو تاج ما وآنگه سرهای ما شکسته......................تو یار غار وآنگه یاران من گرفته
    گوید ز گریه بگذر زان سوی گریه بنگر...............عشاق روح گشته ریحان من گرفته
    یاران دل شکسته بر صدر دل نشسته.........مستان و می‌پرستان میدان من گرفته
    همچو سگان تازی می‌کن شکار خامش......نی چون سگان عوعو کهدان من گرفته
    تبریز شمس دین را بر چرخ جان ببینی..........اشراق نور رویش کیهان من گرفته
    تشریف بیارین تو پیچ من
    الان به دخترا گفتم شما ای کارو کردین دارن بال در میارن!!!!
    اری اغاز زیباس گر چ پایان راه ناپیداس من ب پایان دگر نیدیشم ک همین دوس داشتن خود زیباس
    مرسی برا دوستی
    بنده خدا این سال آخری من معادل دکتر میمونه توجه مینمویی
    میگم یه چند تاشونو بفرست
    ما یه چندتا دختر ملتمث دعا داریم .....هر چی چمن بود اینا گره زدن:biggrin:
    اااااااااااااااااا شما که راست میگی ؟؟؟؟؟؟؟
    همشون هم دکتر مهندس هستن دیگه :surprised:
    حالا یعنی هر دختری سبزه گره بزنه برای ازدواجه :biggrin:
    سلام
    نه گفتم به این کار اعتقاد ندارم
    تو گره زدی؟؟؟؟
    براي ديدن تو نقره ي ماهو چيدم

    تا آسمون هفتم به خاطرت دويدم

    براي ديدن تو. آسمونو شكافتم

    ستاره چشيدم تا طعمشو شناختم

    برا ديدين تو خارا رو سجده كردم

    به جاي چشم ابرا سوختم و گريه كردم

    براي ديدن تو پاييز شدم شكستم

    برف زمستون شدم رو بامتون نشستم


    براي ديدن تو از درياها گذشتم

    دور ضريح عكست شب تا سپيده گشتم

    براي ديدن تو شدم مث پنجره

    اشاره هات محاله از ياد چشمام بره

    براي ديدين تو سوار موجا شدم

    چون تو رو داشته باشم هميشه تنها شدم

    براي ديدن تو عمري مسافر شدن

    به اجترام اسمت رفتم و شاعر شدم

    براي ديدن تو خط كشيدم رو تقدير

    نگات مث يه صياد منو كشيد به زنجير

    براي ديدن تو رفتم تو باغ شعرا

    سراغ فال حافظ ، دنبال شعر نيما


    چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم

    براي ديدن تو چه قصه ها كه داشتم

    سر و رو شونه ي رنج چه روزا كه گذاشتم

    براي ديدن تو قامت غصه خم شد

    انگار كه قحطي اومد هر چي به جز تو كم شد

    براي ديدن تو نياز نبود بگردم

    تو هر جا با من بودي پس تو رو پيدا كردم
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا