naghmeirani
پسندها
68,418

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • زندگي را به بهانه خواب

    خواب را به بهانه درد

    درد را به بهانه تو

    فراموش کردم

    حال خود قضاوت کن که

    از من چه ماند

    جز تويي که وقت و بي وقت من را

    انکار مي کني
    وقتی که رفت اخم كردم
    برمي گشت و يك سبد انار با او بود ؛
    خنديدم
    و بچه گانه دستم را دراز كردم
    و او از انارهايش يك دانه هم به من نداد
    دلم مي خواست بخندم ولي گريستم
    و ناگهان همه گفتند تو ديگر مرد شدي!
    باشد از فردا مرد مي شوم
    امروز يك انار به من بدهيد
    مهر تو به مهر خاتم ندهم ،وصلت به دم مسیح مریم ندهم،عشقت به هزار باغ خرما ندهم،یکدم غم تو به هر دو عالم ندهم
    تو برایم آوای بارانی!
    گیرم بعد از آن باران هم آمد ...
    حسرت این همه سال بی بارانی هم سراب شد
    تو هم در باران بازو در بازوی من پرواز کردی
    چتر هم نداشتیم
    خیس هم شدیم
    مشت هایمان را هم از باران پر کردیم و مستانه سر کشیدیم
    همدیگر را هم به دانه های باران قسم دادیم که یکدیگر را فراموش نکنیم
    مدام هم حرف هم را قطع کردیم که زودتر بگوییم "دوستت دارم "

    نوشته هایم بدون تو و باران و سکوت و عطر مریم
    دیگر رنگی ندارد !
    دارد ؟ ...
    من نگران دلهایمان هستم !!!
    کلاس اول بود که خواندیم :
    آن مرد در باران آمد

    اما اکنون می دانیم
    تا آن مرد نیاید
    باران نمی بارد ......
    حس میکنم ...نمیدونم جریان چیه بیتر مدیرا یا دستیار مدیرای سایت از من کم سنترن [IMG]
    مسییییییییییی گلممم اوووممم بخولمتتت [IMG] [IMG] ..اجی چند سالته؟ [IMG]
    سلام نغمه جان امکان داره مشاعره موضوعی را از بوسه متلا با باران عوض کنیم

    آخرین برگ سفرنامه ی باران
    این است
    که زمین چرکین است
    بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذرنگی،
    بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
    بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،


    با اینا زمستونو سر می‌کنم،
    با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!


    شادی شکستن قلک پول،
    وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،
    بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،


    با اینا زمستونو سر می‌کنم،
    با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!


    فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،
    شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور،
    برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،


    با اینا زمستونو سر می‌کنم،
    با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!


    عشق یک ستاره ساختن با دولک،
    ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
    بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،


    با اینا زمستونو سر می‌کنم،
    با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!


    بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
    شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
    توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،


    با اینا زمستونو سر می‌کنم،
    با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا