♥@SH!M♥
پسندها
10,494

ارسال های پروفایل ارسال ها درباره

  • به نام خدایی که دوستش داریم
    زند گی رسم خوشایندی است
    پر و بالی دارد اندازه ی مرگ
    پرشی دارد اندازه ی عشق
    زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود
    زندگی بعد درخت است به چشم حشره
    زندگی ...
    سلام


    امیدوارم خوب باشی


    فقط اومدم بگم که اگه یه وقتی شبهه ای سوالی چیزی واست پیش اومد
    یه سر به این سایت که آدرسشو میذارم واست بزن.
    جوابای خوب و قانع کننده و با منابع معتبر میده.


    هر سوال و شبهه ای برات پیش اومد اونجا مطرح کن کارشناسای خوبی داره


    آدرس سایت
    تو همون صفحه ی اصلی سمت چپ سایت تو قسمت پاسخگوئی به سوالات دینی شما


    :1aa::f9::1aa::f9::1aa::f9::1aa::f9::1aa::f9::1aa::f9::1aa:
    اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی! ---اگه روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند! ---اگه روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! ---و اگه روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد!!! ---
    شیما برا خودت پیام می ذاری می ری جوب منو نمی دی
    قهر کردی با من
    در صدا کردنِ نام تو

    یک «کجایی؟!» پنهان است.....

    یک «کاش می‌بودی»!

    یک «کاش باشی»!

    یک «کاش نمی‌رفتی»!

    من نام ِ تو را

    حذف به قرینه‌ی ِ این همه دلتنگی و پرسش

    صدا می‌زنم.....
    اگر تو روی نیمکتی
    این سوی دنیا
    تنها نشسته ای

    و همه آنچه نداری
    کسی است... ,

    شاید آن سوی دنیا
    روی نیمکتی دیگر
    کسی نشسته است
    که همه آنچه ندارد تویی...

    نیمکت های دنیا را چه بد چیده اند! ....
    سلام شمیا خوبی؟
    دیرز زیاد نبودم اومدم رفتم
    ببخشید
    سلام
    نمودارت درست شد؟ من هر کار کردم نتونستم درستش کنم
    تو ای زیبا ترین مخلوق دنیایم

    تو ای والاترین مهمان دنیایم

    بدان آغوش من باز است

    شروع کن یک قدم با تو
    تمام گامهای مانده اش با من



    [IMG]
    [IMG]
    خدایا

    من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
    احسان ترا شمار نتوانم کرد
    گر بر تن من زبان شود هر مویی
    یک شکر تو از هزار نتوانم کرد . . .
    سلام

    آره آخرش مجبورمون کردن عوض کنیم.

    هرکی از راه می رسید می گفت خوبی حاج خانوم؟
    حالا تو هرچی توضیح بده که آقا جون من حاج آقا هستم مگه تو گوشش می رفت.

    واسه همین اینو گذاشتیم :gol:
    تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاهسیب دندان زده از دست تو افتاد به خک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا