ممنون...خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه....
نه اتفاقا...خیلی هم خوبه...
دلم از جای دیگه پره..........
به مریم هم گفتم...بهرحال...زندگیه دیگه...
همیشه تکان دستها از برای خداحافظی نیست !گاهی ویران شدن دل دستها را تکان میدهد...
ممنون بیژن جان...
خدا بیامرزه مادربزرگمو...همش تو کار گل و گیاه بود...
این گل پریوشی هم که گفتی داشت...این رنگی و سفیدشو...
یادم انداختی..............چقد دلم تنگ شده براش......................
اره دیگه سبب خیر شدی ایشالا خدا بهت یک در دنیا صد در اخرت بده
چه جالب خدا بیامرزتش
اتفاقا مامان منم همیشه همینو میگه
عید که میشه من هی میگم ماهی نخریم گناه دارن میمیرن و اینا بعد مامانم میگه نه چشم بد میخوره به اونا
اره ها راس میگی کار، کار این آق عطاره :دی
آره رفیخ ، اما گلای شوما یه بوی دیگه داره
تازشم مام کلی گل و بلبل داریم همین پایین ، اما من فخط مهندس ناظرم ... دوس دارم خودم برم وسط این کرمای باخچه ، گلای خودمو با سلیخه خودم بکارم و بشون برسم و لذتشو ببرم ... کلی هم راه های خرابکاری یاد بیگیرم [IMG]