ای جان دستت درد نکنه با سلیقه جانمبه اینکه چرا خسته نیستم و خوابم نمیاد؟
به حس شیرینی پختن نصفه شبیم،
به اینکه پسرم برای صبحانه این کوکی ها و کیک رو بخوره.
مشاهده پیوست 24100023
ای جان دستت درد نکنه با سلیقه جانمبه اینکه چرا خسته نیستم و خوابم نمیاد؟
به حس شیرینی پختن نصفه شبیم،
به اینکه پسرم برای صبحانه این کوکی ها و کیک رو بخوره.
مشاهده پیوست 24100023
قربونت برمای جان دستت درد نکنه با سلیقه جانم![]()
شیرینی و کیک خونگی مزه بهشت میده ایولقربونت برم
یهویی حسش اومد،البته اینکه از اسنپ ساعت 10 شب آرد خریدم و وقتی پیک آورد و ریختم توی ظرفهاش به اندازه یه لیوان آرد اضافه آوردم، هم بیتاثیر نبود
اون یه لیوان شد این تعداد کیک و کوکی![]()
با سولاردم میشه بقیه رو نمیدونم ما تو ایرفرایر پختیم خوب شدبه اینکه داخل ماکروویو هم میشه کوکی پخت؟؟
من یبار مایه کیک درست کردم بعد میخاستم بزارم داخلش دیدم عه کانوکشن نداره!!!فقط یه قسمت منو شیرینی داره برای شیرین نخودچی و مسقطی و…به اینکه:
منم سولاردام دارم، از قسمت کانوکشن برای درست کردن غذاها و شیرینیها استفاده میکنم،بقیه رو نمیدونم چطوریه ولی دیشب این کوکی ها رو توی هواپز پختم.
اره واقعا خودمم تعجب میکنم از این که هر روز با یه مسئله جدید درگیرم نمیدونم بخاطر جنسیته یا خودم باتری خالی کردمسلام عزیزم انشالله زود خوب بشی. این آنفلوآنزا جدید این عوارض و داره البته ممکنه عوارض حاملگی هم باشه .حاملگی دختر خیلی مشکله هر روز یه بیماری جدید تو بدن پیدا میشه
خورزوخانبه اینکه الان تو کاربرای انلاین دیدم نوشته:
یه مهمان داره پیج علیرضا رو میبینهبنظرتون کی میتونه باشه؟!!!؟؟؟؟؟؟
![]()
شمس منه فقط پشت ابرهخورزوخان![]()
تو رو خدا تو همیشه سر حال باشی، بیشتر به نفعتهدوباره سلام بچه ها منم امروز مهمون سرزده داشتم بچه ها .جالبه امروز اصلا حس غذا پختن نداشتم مامانم و خواهر زادم و خودمون بودیم غذا سفارش دادم برنج هم خودم پختم ساعت یک و نیم دیدم برادر شوهرم و پسرش ناهار اومدن خونمون .جاری جان مشهد رفته .شما منو تصور کن چه حسی داشتم تند تند کباب تابه ای آماده داشتم درست کردم الویه تو یخچال داشتیم تزیین کردم برنج و هم تزیین کردیم و قورمه سبزی هم که سفارش داده بودم خلاصه نیم ساعته سه مدل غذا آماده کردم .الان برادر شوهرم زنگ زده میگه دیدی سوتی دادیم خانوم زنگ زده بود نرید مزاحم بهار بشید یه وقت من فکر کردم میگه ناهار برید اونجا خلاصه کلی خندیدیم.
منم واقعا دوست ندارم اما این طفلی ها اشتباه متوجه شده بودند .بنده خدا جاریم زنگ زده بود عذر خواهی میکرد.حالا من دلداریش میدادم چه حرفیه چرا اینطوری میگی خلاصه که امروز یاد فیلم مهمان مامان افتادمبه اینکه سلام بانو
این مهمونای سرزده هم یا وقتی میان که آدم حوصله نداره یا خونه نامرتبه
برا منم پیش اومده، الان فوبیا شده واسم
اره والا یه روز خواستم تنبلانه بگذرونم به من نیومده خواهرتو رو خدا تو همیشه سر حال باشی، بیشتر به نفعته
خسته نباشی عزیزم![]()
خدا رو شکر خوب هندل کردیمنم واقعا دوست ندارم اما این طفلی ها اشتباه متوجه شده بودند .بنده خدا جاریم زنگ زده بود عذر خواهی میکرد.حالا من دلداریش میدادم چه حرفیه چرا اینطوری میگی خلاصه که امروز یاد فیلم مهمان مامان افتادم
آخ یاد هفتهی قبل افتادمبه اینکه سلام بانو
این مهمونای سرزده هم یا وقتی میان که آدم حوصله نداره یا خونه نامرتبه
برا منم پیش اومده، الان فوبیا شده واسم
اره خدارو شکر برادر شوهرم الان میگفت خیالم راحته هر وقت خونت بیایم غذا زیاد داری گشنه نمیمونیمخدا رو شکر خوب هندل کردی
آره یادش بخیر فیلم مهمان مامان خیلی قشنگ بود![]()
بله از همچین بانویی بعید هم نیستاره خدارو شکر برادر شوهرم الان میگفت خیالم راحته هر وقت خونت بیایم غذا زیاد داری گشنه نمیمونیم![]()
قربونت برم عزیزم لطف داری شمابله از همچین بانویی بعید هم نیست![]()
آخه خالهی شوهر پدرشوهر چرا باید بیاد؟به اینکه به به مثل اینکه امروز روز پرباری برای همتون بودهمن نمیدونم خاله پدرشوهرم بعد ده سال چرا باید هوس کنه از تهران این همه راه بیاد خونه ما تو این شرایط؟
باز خوبه پدرشوهر و عمه های شوهرم هستن که خونه ما طولانی نموندن.متاسفانه مغز من واقعا برای شرایط مهمون داری ساخته و پرداخته نشده
![]()
همونو بگو.اخه کلی فامیلم اینجا دارن.بعد یه موضوعی هم هست من وقتی ازدواج کردم گفتم آخیش راحت شدم دیگه مجبور نیستم جایی که دوس ندارم برم یا تلفنی با بعضی فامیلا حرف بزنم ولی الان طوریه که میریم خونه مادرشوهرم خاله مدرشوهرم زنگ میزنه نوبتی با همه حرف میزنه بعد گوشیو میدن به من میگن به خاله سلام کنآخه خالهی شوهر پدرشوهر چرا باید بیاد؟
البته منم چندین بار برای شام پذیرای زندایی پدرشوهر بودم
تو که مامانت کنارته، کمک داری، من همیشه دست تنها بودم و خودم کارهام رو کردم، تازه الان که اومدم نزدیک مامانم اینا، مامانم میتونه کمکم کنه.
کمک میکنن ولی برای من کار قبل مهمونی خیلی بیشتر از خوده مهمونیه.اندازه یه خونه تکونی کار درست میشهبه اینکه خودشون کمکت میکنن عایا؟
هر چند میزبان بهرحال باید مدیریت کنه
من دخترداییم باردار بود و تنها هم بود، گاهی که میرفتم ذوق زده میشد چون قرار نبود آشپزی کنه

خب اول هفته امکانش خیلی کمه .مراقب آخر هفته باشبه اینکه همتون مهمون داشتین و منم به صرافت افتادم به خونه برسم نکنه بلای شما سرم بیاد
اره والاکمک میکنن ولی برای من کار قبل مهمونی خیلی بیشتر از خوده مهمونیه.اندازه یه خونه تکونی کار درست میشه![]()
آره باید لباس رزم بپوشمخب اول هفته امکانش خیلی کمه .مراقب آخر هفته باش![]()
اره دکترش عالی بودهبه اینکه منم همینطور
موندم چجوری و با چه روشی انقد لاغر کرده و از فرم هم نیفتاده
کلا شخصیتشو هم دوس دارم، لحن حرف زدنش
درسته، خیلی خوب شدهاره دکترش عالی بوده
فکر میکنم پیکر تراشی کرده
و اینکه فیلرهایی که زده خیلی اصولی بوده
به نظرم قدیما اینقد وسایل خونه و اسباب بازی و لباس نمیخریدن راحت همه چی تو یه کمد جمع میشد .من با اینکه خیلی آدم کم خریدی ام ولی هر گوشه خونه رو نگاه میکنم پر از اسباب بازیه.پسرم فقط میریزه زمین بعد میره آشپزخونه با ادویه و قابله های من بازی میکنه.اگه حیاط داشتیم میرفت بازی میکرد انرژیش تخلیه میشد.اره والا
درکت میکنم. واقعا چرا قدیما اینجوری نبود؟
همین قدر کار بود و ما متوجه نمیشدیم؟
عزیزم کاملا نرماله حرص نخور خونه ای که بچه کوچیک باشه همینهبه نظرم قدیما اینقد وسایل خونه و اسباب بازی و لباس نمیخریدن راحت همه چی تو یه کمد جمع میشد .من با اینکه خیلی آدم کم خریدی ام ولی هر گوشه خونه رو نگاه میکنم پر از اسباب بازیه.پسرم فقط میریزه زمین بعد میره آشپزخونه با ادویه و قابله های من بازی میکنه.اگه حیاط داشتیم میرفت بازی میکرد انرژیش تخلیه میشد.
دقیقا همینهبه نظرم قدیما اینقد وسایل خونه و اسباب بازی و لباس نمیخریدن راحت همه چی تو یه کمد جمع میشد .من با اینکه خیلی آدم کم خریدی ام ولی هر گوشه خونه رو نگاه میکنم پر از اسباب بازیه.پسرم فقط میریزه زمین بعد میره آشپزخونه با ادویه و قابله های من بازی میکنه.اگه حیاط داشتیم میرفت بازی میکرد انرژیش تخلیه میشد.
فروتن جان شما کدوم شهر هستی؟به اینکه چرا معمولا آقایون به این تغییرات بامزه روی عکسا علاقه ندارن و انجامش نمیدن .همیشه ما خانوما از این کار لذت میبریمهوش مصنوعی از دست من ذله شده اندازه یه آلبوم بهش عکس فرستادم