خودتو با یه شعر وصف کن...!

Ahmad Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من نه عمری پشت شیشه چون عروسک بودم

نه که خفته بین پنبه ها و پولک بودم

من اگر سردار عشقم یا که پاک باخته ام

سرنوشتم رو با دستای خودم ساختم

قصه ها گذشته بر من تا بدونم کیستم

هرچه بوده من پشیمون نیستم

گاهی سرشار از حقیقت

گاهی مغلوب گناه

هرچه بوده همه انتخاب من بوده و بس
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تو مرا آنقدر آزردی
که خودم کوچ کنم از شهرت ...
بکنم دل ز دل چون سنگت، تو خیالت راحت....
میروم از قلبت،
میشوم دورترین خاطره در شبهایت ....
تو به من میخندی
و به خود میگویی:باز می آید و میسوزد از این عشق ولی....
برنمیگردم ،نه!
میروم آنجایی ک دلی بهر دلی تب دارد،
عشق زیباست و حرمت دارد....
تو بمان!
دلت ارزانی هرکس که دلش مثل دلت سرد بی روح شده است !
نیش و خنجر شده است!
تو بمان در شهرت ......
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
ماه تابید و چو دید
آن‌ همه خاموش مرا
نرم باز آمد و بگرفت
در آغوش مرا
گفت:خاموش در اینجا چه نشستی؟
گفتم: بوی محبوبه‌ٔ شب می‌برَد
از هوش مرا...


#فریدون‌_مشیری

 

Similar threads

بالا